تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
گرفته به جانب كوه لكه « 4 » روان شدند كه چون كار قلعه از انتظام افتاده بود و ميرزا عسكرى نه راى بودن در قلعه داشت و نه روى آمدن به درگاه گيتىپناه ، بنابر آن خواست كه خود را به زاويهء عافيت كشد ، و از اين مخاطره بر كنار بوده روزگارى به سر برد . صبح آن در اردوى ظفر قرين خبر [ 235 ] رسيد كه خضر خان هزاره از قلعه برآمده راه گريز اختيار كرده است . جمعى به تفحّص او شتافتند . و او مقدارى راه رفته در پس سنگى پنهان شده بود . بعضى از ثقات نقل مىكنند كه خضر خان هزاره مىگفت كه چند مرتبه مردمى كه به جهت گرفتن من تعيّن بودند از نزديك من گذشتند و يك‌دفعه يكى جانور خيال كرده دامن مرا گرفت . از ترس دم به خود كردم . چون شب درآمد من از زير سنگ برآمده به مأمن خود شتافتم .
هامش
( 4 ) د : سوالكه