نهضت موكب مقدّس حضرت جهانبانى جنّتآشيانى به خراسان و عراق و آنچه در اين سفر روى نمود
چون جواد قلم سوانحپيما قدمى چند زده سخن را به سرانجام آورد ، اكنون به سرمقصود رفته راه به درازا مىرود و مجملى از احوال نصرت انجام سفر خراسان و عراق - كه حضرت جهانبانى را روى نمود و به بدرقهء عنايت ايزدى قطع فيافى و طى صحارى و برارى فرمودند - گفته آيد .
و آنچنان است كه آن حضرت چون به مشيت ازلى قدم در وادى توكّل نهاده راه چول پرخطر اختيار فرمودند ، ملازمان ركاب سعادت را به خطاب چولى مشرّف ساختند . از فضل نامتناهى الهى در اين چول پرهول ملك هاتى بلوچ - كه قافلهسالار راهزنان بود - به زمينبوس شرف اختصاص يافت و آن حضرت را به منزل خود برده و در لوازم خدمتكارى كوشيد و از آن وادى هولناك راهبرى نموده به ولايت گرمسير آورد . و مير عبد الحىّ - كه كلانتر آن محّل بود - به ملاحظههاى نادرست اگرچه به سعادت ملازمت فايز نشد ، امّا در لوازم مهماندارى و آداب خدمتكارى اهتمام تمام به جاى آورد .
در آن حدود خواجه جلال الدّين محمود از جانب ميرزا عسكرى جهت تحصيل اموال آن ولايت آمده بود . آن حضرت بابا دوست بخشى را پيش او فرستادند تا رهنماى سعادت او گشته به ملازمت آورد . خواجه اين را دولت عظيم