تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١

توجّه موكب حضرت جهانبانى جنّت‌آشيانى به قندهار و از آن حدود سفر حجاز گزيدن و آهنگ عراق كشيدن

ارادت ازلى و مشيّت الهى بر اين رفته كه پادشاهى كه خلعت والاى دولتش را به طراز خلود و بقا مطرّز ساخت و قوايم سرير عظمت و سلطنتش را به قواعد اركان استمرار و استعلا مشيّد و معزّز گردانند ، بعضى طوارق انقلاب‌نما و سوانح انصراف انتماپيش راه او مىآرند و فى الحقيقت آن نمودى است بىبوى و عقده‌اى است عاقبت محمود كه كوته‌نظران آن را از اسباب منقصت داشته ، در حيّز اعتبار مىدرآرند ؛ و بلندبينان خال رخسار دولت دانسته نشان دفع عين الكمال مىسازند . دولتمند را آنچه ناملايم طبع پيش راه آيد آن را از متممّات كمالات مىشمارد و بىدولت خسران دين و دنياى خود دانسته به گريبان اندوه فرو مىرود و رجعت كواكب - كه سرير آرايان هفت اقليم افلاك‌اند - نمودارى است از اين حال و تمثالى است از اين نقش . هرچند آفتاب عالمتاب از ابر و غبار از نظر پنهان گردد ، در حقيقت آن پرده‌اى بيش نيست كه بر چشم جهانيان فروهشته مىشود و منقصتى به آن بارگاه عالى نمىرسد : چون به ظاهر سبب خفا مىشود ،