اظهار آن رخصت نبود . اكنون فرزند من چون از تو سخن مار شنيدم لب به افشاى آن راز گشودم كه آن نشانهء خردسالى بود و اين نمونهء كلانسالى . اى فرزند گرامى ، از آن مظهر كرامات اين علامات و مقامات بديع نيست .
و جامع اين شگرفنامه [ 188 ] ابو الفضل اين دو قضيّه را اگرچه از مردم ثقه شنيده بود ، امّا از آن عفّتمآب بيواسطه نيز استماع نمود . و آنچه راقم از كمالات قدسيه و خوارق عاليه از اين نور پرورد الهى به چشم خود ديده است و به نظر انديشهء خود سنجيده ، از اندازهء بشرى و حوصلهء انسانى بيرون است . الحقّ آنچه از والدهء ماجدهء ميرزا عزيز كوكه منقول شده حيرتبخش اصحاب ظاهر است ، و آنچه اين مسكين مشاهده نموده عبرتافزاى ارباب باطن .
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 280
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٢٨٠