مصرع
مرا بگذار و دست يار من گير
در ميان بود .
به اين طريق بيرام خان نجات يافته به گجرات پيش سلطان محمود رفت .
ابو القاسم را كه پيش شير خان آوردند از ناشناسى آن معدن مروّت را به شهادت رسانيد . بارها شير خان مىگفت كه همان زمان كه بيرام خان در آن مجلس گفت كه هركه اخلاص دارد خطا نمىكند ، فهميده بودم كه با ما نمىسازد .
و سلطان محمود گجراتى نيز هرچند تكليف بودن كرد ، بيرام خان قبول ننمود و رخصت سفر حجاز گرفته به بندر سورت ( 115 ) و از آنجا به ولايت هردوار « 5 » شتافت ، و از آنجا به زير پاى صاحب خود و ولينعمت جهانيان در قصبهء جون رسيده سربلند گشت .
هامش
( 5 ) ح : ماروار