و چون اين بارقهء ظلمتسوز و لامعهء گيتىافروز از آسمان قدس در آن گل زمين پردهگشايى نمود ، مژدهرسانان تيزرو به رسانيدن اين نويد سعادت شتافتند . و در اثناى راه كه چشم دوربين حضرت جهانبانى به ظهور اين لايحهء غيبى نگران بود ، از اين مژدهء جانبخش يك دل هزار دل شده ، سجدات شكر پروردگار - كه در خارستان نامرادى گل مراد شگفاند و در تهيدستى ناكامى هزاران كام در كنار نهاد - به جاى آورد ؛ و درون و بيرون جشن شادى ترتيب داده به نشاط پرداختند ، و وضيع و شريف ، غنى و فقير ، خرد و بزرگ دست شوقافشان و پاى عشرتكوبان در آن جشن اقبال به كاميابى الطاف [ 184 ] بيكران شرف افتخار يافتند .
و شرح اين جشن عالى - كه عيد آسمان و نوروز روزگار بود - و وصول مهد عزّت حضرت شاهنشاهى به موكب والاى حضرت جهانبانى و بعضى سوانح ديگر - كه لياقت طغرايى اين منشور سعادت و عنوانى اين مثال اقبال داشت - در ابتداى اين كتاب عالى خطاب اندراج يافته ؛ چه ، اين ارژنگ معنوى در نگارش بدايع واردات و شرايف واقعات و جلايل فتوحات حضرت شاهنشاهى انتظام مىيابد از ابتداى شرف ولادت اقدس و هرچه غير اين نگاشتهء قلم نياز گردد تقريبى است و سيرابى سخن ، و پيوند معنى بر آن باعث . و المنّة للّه كه احوال گرامى اين سلسلهء ابدى اعتصام نيز از آدم تا اين دم بطناً بعد بطنٍ به طريق اجمال گزارش مىيابد ، و تا مىرود نقاب از چهرهء تفصيل مىگشايد .
القصّه ، از آنجا كه عنصر ذات مقدّس حضرت جهانبانى جنّت آشيانى جهان مروّت و فتوّت بود ، براى خاطر اصحاب اخلاص ارادهء تجرّد را موقوف داشته و انتظام عالم تعلّق را كه وجود سلاطين مخصوص اين معنى است ، در نظر دوربين آورده متوجّه ولايت مالديو شدند . مالديو ديومآل ددسيرت قدر اين دولت بيدار - كه به خواب نتوان ديد - نشناخته آنچنان ناشايسته پيشآمد . ناگزير باز به التماس جانسپاران بارگاه سلطنت متوجّه سند شدند كه شايد حكّام آنجا از خواب غفلت بيدار گشته تدارك گذشته نمايند . هرچند راى جهانآراى بر اين نبود ، بههرحال بر حسب تقدير صورت معاودت اتّفاق افتاد .
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 274
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٢٧٤