چون موكب عالى نزديك به آن حدود رسيد ، معلوم شد كه ارغونيان در قصبهء جون انبوه شده ارادهء مقابله و محاربه دارند . حضرت جهانبانى شيخ على بيگ جلاير را - كه اباً عن جدّ به جانسپارى و اخلاص موروثى از زمان ارتفاع رايت دولت جهانگير حضرت صاحبقرانى علّم امتياز مىافراشت - با جمعى از دليران و دلاوران پيش فرستادند ، و خود به دولت متعاقب نهضت فرمودند . چون پشت شيخ على بيگ به موكب منصور قوى بود روى به معركهء نبرد شيرمردانه نهاد و به اندك كس داد جلادت داده ، در كمفرصتى هنگامهء آن جماعه متفرّق و منهزم ساخت .
تباشير صبح ظفر از مشرق تيغ و افق كمان بر دميد ، و خورشيد اقبال ظلمتسوز آن عرصهء عبرت شد ، و ساحت قصبهء جون مخيّم موكب عالى گشت .
و در اين قصبهء رفيع عتبه ورود هودج عزّت حضرت مريم مكانى و مهد عظمت حضرت شاهنشاهى از حصار امركوت - كه مولد اشرف بود - به سعادت و اقبال اتفاق افتاد [ 185 ] ، چنانچه تفصيل آن طراز عنوان كلام شد .
و چون اين معموره بر كنار آب سند واقع شده و در كثرت حدايق و انهار و لطافت فواكه و اثمار در بلاد سند امتياز داشته و بعضى مصالح ديگر نيز ضميمهء آن شده بود ، چندگاه در ظاهر قصبه در ميان بساتين طرح اقامت اتّفاق افتاد . در اطراف و جوانب پيوسته با ارغونيان جنگ مىشد و آن جماعه شكستهاى درست مىيافتند . شيخ تاج الدّين لارى - كه از منظوران حضرت جهانبانى بود - در اين ايّام به درجهء شهادت رسيد .
روزى شيخ على بيگ جلاير و تردى بيگ خان و جمعى به تاخت ناحيتى نامزد شده بودند ، سلطان محمود بكرى و جمعى كثير بر سر ايشان ريختند .
تردى بيگ خان در جنگ مساهله نمود . شيخ على بيگ ثبات قدم ورزيده در آن عرصهء رزم - كه بساط بزم شيرمردان بود - شگفتهروى شربت شهادت آشاميد « 3 » .
خاطر مقدّس حضرت جهانبانى از واقعهء چنين مخلصى بغايت مجروح شد ، و بعضى امور ديگر در ميان آمد ، لاجرم دل از حدود بكر سرد ساخته ارادهء توجّه به
هامش
( 3 ) م : چشيد