تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
آن دولتخواهيها به موكب عالى نموده بودند - گرفته پيش حاكم تته فرستاد تا آن حق‌ناشناس آنها را به جريمهء توفيق اين خدمت به قتل رسانيد . آن حضرت اين عمل ناشايستهء او و صد مثل آن را گذرانده همواره در مقام مدارا بودند كه شايد بر صفحهء اعمال رقم پشيمانى كشيده در مقام تدارك درآيد . چون رايات عالى به حدود لهرى رسيد يادگار ناصر ميرزا با جمعيّت خود به قصد اردوى معلّى متوجّه گشت . آن حضرت از شنيدن اين خبر فى الفور به دولت و اقبال سوار شدند . هاشم بيگ كه از معتمدان خيرانديش ميرزا بود ، از اين حركت شنيع آگاهى يافته بسرعت خود را به ميرزا رسانيد و جلو ميرزا را به عنف گرفته ، تاب داد و انواع سرزنش و نكوهش كرد و تلخ و درشت « 26 » گفت ، كه مگر راه و رسم مروّت و شرم و آداب ادب و آزرم از عالم برافتاد . چنين سبكسرى كردن و با ولينعمت خود برابرى نمودن در كدام مذهب و ملّت و كدام قانون عقل و حكمت رواست ؟ شعر
نيكو مثلى زد آن سپهدار * كاندازهء كار خود نگه‌دار
بر پايهء قدر خويش نِه پاى * تا بر سر آسمان كنى جاى
هر مرد كه شغل خويش نگذاشت * برخورد ز هرچه در جهان كاشت .
امثال اين سخنان هوش‌افزا گفته ، ميرزا را به بندر لهرى بازآورد . و در اين اثنا جمعى كثير مثل قاسم حسين سلطان راه بىحقيقتى پيش گرفته از آن حضرت جدا شدند و به جانب يادگار ناصر ميرزا آمدند .
هامش
( 26 ) ه : ترش