تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
جمادى الاولى نهصد و چهل و هشت به منزل مير ابو البقا تشريف برده صحبت بزرگانه داشتند و به اعزاز تمام [ 175 ] خدمت مير را پيش يادگار ناصر ميرزا به رسم رسالت فرستادند كه ميرزا را از خطرگاه خطابه مسلك مستقيم صواب آورد . مير به سعادت رفته ميرزا را به سخنان سعادت‌آموز و مقدّمات نصيحت‌آميز از راه مخالفت بازآورده به شاهراه موافقت رهنمونى كرد و بدين عقيدت و آيين حقيقت خوانده ، از انديشه‌هاى نادرست بازداشت و مقرّر ساخت كه ميرزا از آب گذشته ادراك ملازمت نمايد و بعد از اين در پيشگاه خدمتكارى و جانسپارى ثابت‌قدم باشد ؛ مشروط بر آنكه چون هندوستان فتح شود از سه حصّه يك حصّه از او باشد ، و چون به كابل نزول اجلال واقع شود غزنى و چرخ « 19 » و موضع لوه‌گهر « 20 » - كه حضرت گيتىستانى فردوس‌مكانى به والدهء ميرزا عنايت فرموده بودند - به او تعلّق گيرد . روز چهارشنبه مير خدمت رسالت به تقديم رسانيده مراجعت نمود . مردم قلعهء بكّر از رفتن مير واقف شده جمعى را بر سر كشتى فرستادند و بر مير تيرباران كردند . زخمى چند كارى به مير رسيد . روز ديگر از اين عالم فانى به ملك بقا پيوست . حضرت جهانبانى را از اين واقعهء غم‌اندوز رقّت تمام روى داد . تأسف عظيم فرمودند و بر زبان حقايق ترجمان آن حضرت گذشت كه از مخالفتها و سركشيهاى برادران و حق‌ناشناسى نمك‌پروردها و بدمددى ياران و دوستان - كه ملك هندوستان از دست بيرون رفت و چندين كلفتها روى نمود - همه يك طرف و واقعهء مير يك طرف ، بلكه هنوز آن حوادث طرف اين نمىتواند شد . و الحق بزرگى مير همين قدر بود كه از روى قدرشناسى فرمودند ، ليكن چون در ذات مقدّس حضرت جهانبانى خرد دوربين و عقل حقشناس وديعت نهادهء دست قدرت بود ، در چنين مواقع - كه لغزشگاه بزرگان دين و دولت است - قرين عقل كامل بوده به رضا و تسليم گراييدند و هر آينه در امثال اين سوانح دانش‌ربا - كه بسا مردم را پاى صبر از جاى مىرود - هوشمند خداپرست با عقل خداداد مشورت فرموده به رضا گرايد . و اگر به واسطهء هجوم عوام و استيلاى به
هامش
( 19 ) و : جرخ ( 20 ) الف : لوهگدهه