تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
و چون نزديك به وطن بخشوى لنكاه - كه از زمينداران و اعيان آن سرزمين بود - مخيّم سرادقات جلال شد ، فرمان عنايت و منشور التفات و خلعت فاخر مصحوب بيگ محمّد بكاول و كچك بيگ « 12 » فرستادند و او را به خطاب « خان جهانى » و علم و نقاره اميدوار ساخته ، در باب دولتخواهى و خدمتكارى و فرستادن غلّه به اردوى معلّى امر فرمودند . بخشوى لنكاه استقبال فرستاده نموده تسليمات به جاى آورد و به احترام پيش‌آمد . اگرچه بخت ياورى نكرد كه آمده سعادت زمين‌بوسى دريافت دريابد ، امّا در آنچه مأمور شده بود فرمانبردارى نموده ، به تقديم رسانيد . هم پيشكش لايق فرستاد و هم سوداگران را سربراه كرد كه اقسام اجناس به معسكر و الا آورده فروختند . و كشتى بسيار سامان نمود كه از آب عبور فرموده متوجّه بكر شوند . و يادگار ناصر ميرزا به رسم هراولى پيش‌پيش مىرفت . و در بيست و هشتم رمضان نهصد و چهل و هفت رايات عالى به حدود بكر رسيد . پيش از اين به دو روز قاضى غياث الدّين جامى را - كه انتساب به اين دودمان عالى داشت و به فضايل و مكارم متحلّى بود - به منصب صدارت ممتاز فرمودند . چون به توفيق ايزدى چندين اخطار سفر قطع نموده به حدود بكر منزل شد ، قصبهء لهرى « 13 » - كه در كنار درياى سند روبروى بكر واقع شده است - مضرب خيام عالى گشت ، آن حضرت به نفس نفيس خود در باغى كه حوالى آن قصبه در نزاهت و لطافت عديل نداشت نزول اجلال [ 173 ] فرمودند . عمارات دلپذير - كه در آنجا تعمير يافته بود - به ذات اقدس حضرت جهانبانى رونق پذيرفت و ساير بساتين و منازل به ملازمان ركاب دولت تقسيم يافت . ميرزا هندال چار پنج كروه گذشته فرود آمد و بعد از چند روز از آب گذشته منزل كرد . و يادگار ناصر ميرزا نيز بعد از او به آن‌جانب آب منزل گرفت . سلطان محمود بكرى - كه از توابغ ميرزا شاه حسين بيگ « 14 » ارغون بود - ولايت بكر را ويران ساخته ، استحكام قلعه‌دارى نمود و كشتيها را از اين طرف
هامش
( 12 ) م : كيچك بيگ ( 13 ) م : اوهرى ( 14 ) م : حسن بيگ