تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
برداشته بر غول ايشان زد . چون شير خان اين را مشاهده نمود خود با لشكر فراوان هجوم آورد . خواص خان و همراهان او نيز بر ميرزا عسكرى حمله آوردند . به مجرّد حملهء افغانان ، اكثر امرا دست به كارزار نبرده روى بازپس نهادند . آن حضرت به نفس نفيس خود دو مرتبه بر سر لشكر مخالف تاخته تردّد فرمودند ، هرچند حسابى نيست كه پادشاه خود مرتكب جنگ شود ، امّا در اين وقت مردآزمايى جودت جلادت و حدّت شجاعت كجا مىگذارد كه عمل بر قانون شود ، چنانچه دو نيزه در اين كارزار به دست آن حضرت شكسته شد ، و داد تردّد و مردانگى دادند ؛ امّا برادران برادرى به جاى نياوردند و امرا قدم رسوخ در دايرهء ثبات نگاه نداشته از وخامت تقصيرات خود ذاهل شدند و چشم‌زخمى چنين به ولينعمت روا داشتند . و آن بزرگوار صورت و معنى - كه به ديدهء حقيقت بينا و به مشاهدهء اسرار توانا بودند - با چنين لشكر بسيار كم پرنفاق تهى از اخلاص كه متوجّه اين يورش شده‌اند همانا كه به خاطر غيور عبور كرده باشد كه به بارگى مردانگى به شهرستان عدم شتافتن و سمند حيات را به سر منزل فنا تاختن به مراتب بهتر است از مدارا به دشمنان دوست‌نما و به ايشان به نفاق در ساختن و نرد ردّوبدل به حريفان كجباز باختن . از آبى كه به اين بىآبرويان خورده شود سراب اولى . چنانچه از روش تاختن به نفس نفيس خود در نظر اهل روزگار صورت اين معنى بغايت ظهور داشت . بعضى از دولتخواهان يكجهت دست شفاعت و الحاح در ركاب دولت زده ، به زور برآوردند . اين حرف نظر به وسايل عالم اسباب مىگويم ، والّا در عالم تحقيق برآرنده ايزد جهان‌آراست . چون صعود كوكبهء ايجاد و علوّ طنطنهء ظهور حضرت شاهنشاهى در زمان خاص و مكان مخصوص نزديك شده بود دادار بدايع آفرين اينچنين نيرنگ هويدا ساخت . گروهى از خردمنشان را قياس آنكه اين واقعه به رسم مزيد آگاهى و تنبيه احرار است ، نه از قسم پاداش كردار ؛ چنانچه نزد حكماى سلف مقرّر است كه حوادث روزگار نسبت به خواص به منزلهء صيقل است و نسبت به عوام به جاى زنگار .