چون نزديك پل رسيدند افغانان فيل گردبازنامى را - كه در جنگ چوسه به جانب فوج عدو مانده بود - به شكستن پل سر دادند . آن فيل بىاعتدال خود را بر سر پل رسانيده قواعد آن را درهم شكست . در اين وقت از اردوى معلّى توپى رها كردند كه قوايم فيل گردباز را خورد ساخت . لشكر غنيم كه زور آورده بود هزيمت يافت . جوانان فدوى داد شجاعت داده به سلامت آمدند و صلاح در آن ديدند كه كنار آب گرفته به قنّوج روان شوند . به ملاحظه و تأنّى كوچبكوچ مىرفتند در اثناى راه كشتيهاى مخالفان نمودار شد . توپى از توپخانهء پادشاهى سردادند . كشتى كلان مخالفان درهم شكست و از تلاطم امواج قهر زيروزبر شد .
مدّت يك ماه زياده در نواحى قنّوج تقابل بود .
در اواخر حال محمّد سلطان ميرزا و پسران الغ ميرزا و شاه ميرزا - كه نسبت ايشان به حضرت صاحبقرانى منتهى مىشود و نبيرهء دخترى سلطان حسين ميرزااند ، و به ملازمت حضرت گيتىستانى فردوسمكانى سربلند بودند ، و بعد از شنقار شدن آن حضرت به حضرت جهانبانى جنّت آشيانى مخالفتها به ظهور آوردند ، چنانچه ايمايى بر اين معنى گذارش يافت - چون ستيزهء باطل را رونق و بها نباشد و ستيزهكار با ولينعمت كامروانه ، كار ناساخته باز به عتبهء عليّهء حضرت از كمال مروّت و فتوّت گناهان كردهء ايشان را ناكرده انگاشته به مراحم پادشاهانه سعادت امتياز بخشيدند .
و چون در سرشت اصلى اين ناسپاسان بدنهاد افتاده بودند ، باز از بىدولتى و كمفرصتى در چنين وقتى اختيار فرار نموده پاى از دايرهء قرار و اصطبار بيرون نهادند و راهنماى گريختگان ديگر [ 164 ] شده راه گريز به بىدولتان نمودند و بسيارى از مردم طريق حرامنمكى سپرده خود را به كنار كشيدند .
راى مصلحت اقتضاى حضرت جهانبانى چنان مقتضى گشت كه از آب عبور نموده ، به هر رنگ جنگى بايد انداخت تا هر صورتى كه از پردهء غيب چهرهگشا باشد جلوهء ظهور نمايد و اگر در اين مقصد تأخير رود كار طور ديگر خواهد شد ، و جمعى كثير جدا شده خواهند رفت . به همين عزيمت - كه سد راه رفتن مردم نمايند - پل بسته عبور فرمودند و پيش لشكر خندق زده ارّابههاى
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 248
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٢٤٨