توپخانه در جاى خود انتظام دادند و مورچلها قسمت فرمودند . شير خان در برابر انبوه فتنه و آشوب را فراهم آورده ، خندق زده ، نشست . هر روز جوانان از هر طرف برآمده كارزار مىكردند .
در اين اثنا تحويل سرطان شد و موسم باران دررسيد . سحاب چون پيلان مست به جوش و خروش آمده چكيدن گرفت . آن سرزمين كه مضرب خيام عالى بود از آب باران لبالب شد . ناچار فضاى بلند [ ى ] كه از آسيب و گزند آب محفوظ باشد طلب كردند تا سراپردهها و توپخانه و اردوى معلّى را به آن ساحت كشند . و قرار يافت كه صباح - كه روز عاشوراست - افواج را ترتيب داده بايستند . اگر مخالف از خندق برآمده پيشآمد ، به جنگ پردازند و اگر به حال خود بماند به جايى كه جهت نزول مقرّر شده فرود آيند .
دهم محرّم سنهء نهصد و چهل و هفت به آن داعيه سوار شدند و صفها آراستند . محمّد خان رومى ، پسران استاد عليقلى ، استاد احمد رومى و حسن خلفات - كه سركارداران توپخانه بودند - هر كدام گرونهها و ديگها را نصب كرده به قانون مقرّر زنجير كشيدند . قول به وجود شريف آن حضرت امتياز يافت ، ميرزا هندال را پيش قول جاى مقرّر شد ، ميرزا عسكرى برانغار سر كرد ، و يادگار ناصر ميرزا جرانغار را انتظام داد .
ميرزا حيدر در تاريخ رشيدى خود مىنويسد كه آن حضرت در آن روز مرا جانب چپ خود كه يمين من به يسار آن حضرت اقتران و اتصّال داشت جاى داده بودند و از بنده تا حدّ جرانغار قول بيست و هفت امراى توقدار بودند .
شير خان نيز پنج توپ ساخته برآمد . دو جوق كه در كميّت بيشتر بودند بيرون خندق ايستادند و سه جوق متوجّه لشكر شدند . جلال خان ، سرمست خان و تمام نيازيان روبروى ميرزا هندال آمدند . مبارز خان ، بهادر خان ، راى حسين جلوانى و جماعهء كررانى مواجههء يادگار ناصر ميرزا و قاسم حسين خان در رسيدند . خواص خان ، بر مزيد و جمعى ديگر مقابل ميرزا عسكرى شدند .
اوّل جنگ [ 165 ] ميان ميرزا هندال و جلال خان اتّفاق افتاد . چپقلشهاى غريب به ظهور آمد . جلال خان از اسب افتاد . جرانغار پادشاهى غنيم خود را
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 249
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٢٤٩