توجّه موكب مقدّس حضرت جهانبانى جنّتآشيانى از دار الخلافهء آگره به سمت ممالك شرقيه به دفع فتنهء شير خان ، و مراجعت بعد از محاربت و سوانح عبرتافزا كه بعد از آن وقوع يافته
چون كارآگهان بدايع طراز نگارخانهء تقدير در نقش و نگار طرح ديگرند ، اگر اكنون كار بر مراد نشود جاى شكر است نه مقام شكايت ، و لهذا ايزد جهانآرا اتّفاق از چنين برادران گرامى برداشت و جمعيّت را متفرّق ساخت و آن حضرت با لشكرى [ 163 ] اندك متوجّه بسيارى از دشمن شدند و از قوّت دل و استقلال همّت جبلّى خود و قلّت اوليا و كثرت اعدا را منظور نداشتند .
چون موكب عالى به بهوجپور رسيد ، شير خان با لشكر انبوه آن طرف درياى گنگ آمده نشست . آن حضرت با سپاه معدود خود ارادهء عبور از آب فرمودند و در اندكزمانى بر گذر بهوجپور پل بسته شد . جمعى از يكّهجوانان تيزجلو قريب صد و پنجاه نفر خود را مستعدّ كارزار ساخته بر اسپان بىزين سوار شده به آب زدند و مانند شيران دريايى از موج و گرداب نينديشيده ، به دريا درآمدند ؛ و چون نهنگان دريانورد در بحر غدّار قطره زده از آب گذشته ، جمعى كثير را منهزم ساختند و داد مردانگى و پهلوانى داده بر مؤدّاى مراجعت عزم ارادهء معلّى نمودند .