تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
شدند . سررشتهء تدبير از دست رفته بود . در وقت سوارى باباجلاير ، تردى بيگ و قوچ بيگ به ملازمت رسيدند . حكم اشرف شد كه زود رفته مهد عليا حاجى بيگم را برآرند . آن دو وفاكيش غيرت‌انديش بر در سراپردهء عزّت شربت گواراى شهادت دركشيدند . مير پهلوان بدخشى نيز با جمعى كثير در گرد سراپردهء عصمت توفيق جان‌نثارى يافت . وقت بغايت تنگ شده بود . حضرت مهد عليا بيرون نتوانستند آمد . و از آنجا كه حفظ و صيانت ايزدى متكفّل حال و ضامن مآل بود ، ساحت حريم حرم عفّت را عواصف خيال بدانديشان نتوانست پيمود و غبار انديشهء تيره‌جانان بر حواشى سرادقات عصمت‌پردگيان جاه و جلال نتوانست نشست ، و نفوس ناموس الهى از تقديس خانهء رفعت به دورباش حاجبان غيرت حراست پرده‌نشينان خلوتخانهء عفّت نمود و خيال فاسد در ضمير آن تيره‌درونان راه نيافت . شير خان آن عصمت قباب را در كمال صيانت و پرده‌پوشى به آبروى تمام روانه ساخت . بالجمله چون آن حضرت متوجّه پل شدند پل را شكسته يافتند . ناچار خود را سواره چون نهنگان دريانورد به آب زدند . قضا را از اسب جدا مىشوند . مقارن اين حال چون نگهداشت ايزدى حافظ احوال آن حضرت بود ، سقّايى خضر راه ايشان گشت و به دستيارى شناورى او از اين گرداب فتنه به ساحل نجات رسيدند . آن حضرت در اين اثنا از وى پرسيدند كه نام تو چيست ؟ او به عرض رسانيد كه نظام . فرمودند كه نظام اوليايى ؟ و عنايت و مرحمت به جاى آورده به او وعده فرمودند كه چون سلامت بر تخت سلطنت نشينم ، تا نيمروز تو را پادشاهى مىدهم ( 108 ) . و اين قصّهء پر غصّه در نهم صفر نهصد و چهل و شش بر ساحل آب گنگ بر گذر چوسه « 12 » از مكمن تقدير پرده‌گشا گشت . ميرزا محمّد زمان ، مولانا محمّد يرغلى « 13 » ، مولانا قاسم على صدر ، مولانا جلال تقوى و بسيارى [ 160 ] از امرا و
هامش
( 12 ) ز : جوسه ( 13 ) ب : شير على ، ح : پير على ، م : پرغلى . صورت صحيح آن مولانا محىّ الدّين محمّد فرغرى است ( قانون همايونى ، ص 40 ) .