دولت ابدپيوند درآمد و پايتخت آن ولايت مستقر موكب عالى شد و امراى عظام ولايت عظيم در جايگيرهاى خود يافتند ، مواد عيش و عشرت آماده ساخته ابواب غفلت بر روى روزگار خود گشادند و اركان سلطنت به انتظام امور ملكى كمتر پرداختند . فتنهانگيزان ملك - كه هميشه فسحتآباد عالم از آن قسم بىباكان خالى نباشد - سر آشوب و شورش برآوردند و نزديك بود كه فتنهء غنوده مژگان فروهشته را بالا كند . اختلال در مبانى احتياط راه يافت ، چنانچه خبرى [ 157 ] كه اعتماد را شايد به معسكر اقبال نمىرسيد و اگر اندكى از بسيار معلوم يكى از مقرّبان بساط عزّت مىشد ياراى آن نداشت كه به موقف عرض اقدس رساند ؛ چه ، نقش چنان نشسته بود كه حرف ناملايم مذكور مجلس قدسى سرشت نشود .
رفتهرفته چون حقيقت فتنهء هندوستان به وسيلهء دولتخواهان حقيقى - كه صلاح خود منظور نداشته آنچه حقّ باشد به عرض رسانند - معروض موقف حضور شد ، حضرت جهانبانى به دولت و اقبال اركان خلافت را طلب داشته عزيمت انصراف موكب عالى مصمّم ساختند . هرچند از كثرت باران زمين تمام در زير سيلاب بود و آبهاى دريا شورش طوفانى داشت و قطعاً هنگام يورش نبود ، به مقتضاى صلاح وقت مراجعت را از لوازم پاس دولت ديدند . تفويض ملك بنگاله به زاهد بيگ مىفرمودند . آن بىدولت روش كهنه عملهء باطلانديش در ميان آورده ارادههاى تباه پيش گرفت و از تيرهرايى و سيهبختى فرار نموده پيش ميرزا هندال آمد آن حضرت حكومت بنگاله به جهانگير قلى بيگ عنايت فرموده جمعى كثير را به معاونت او گذاشتند و در عين باران عنان مراجعت معطوف داشته متوجّه مستقرّ خلافت شدند .
شير خان چون آوازهء مراجعت موكب پادشاهى و روان شدن ميرزايان از دار الخلافهء آگره شنود ، از جونپور دست بازداشته متوجّه رهتاس شد و مقرّر ساخت كه اگر رايات عاليات بر سر او آيد از جنگ يكسو شده از راه جهار كهند كه آمده بود باز مراجعت نموده ارادهء بنگاله نمايد ، و اگر نقش چنين ننشيند و متوجّه دار الخلافه شوند و قابو باشد از عقب درآيد و قصد شبيخون كند .
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 239
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٢٣٩