هيچوجه به خود قرار نداده راه جهار كهند پيش گرفت كه چون موكب عالى به بنگاله درآيد از اين راه به بهار و آن صوب رفته ، شورش افزايد و هم اموال بنگاله را به مأمنى رساند . و جلال خان و جمعى را نزديك كدهى گذاشته ، مقرّر ساخت كه چون افواج گيتىگشا نزديك رسد من به شيرپور برسم اينها به ايلغار خود را به من برسانند و از اقدام بر دليرى متقاعد باشند .
حضرت جهانبانى از بهاگلپور ، ابراهيم بيگ جاپوق ، جهانگير قلى بيگ ، بيرم بيگ ، نهال بيگ ، گرگ على بيگ ، بچكه بهادر و جمعى كثير نزديك به پنج شش هزار كس تعيّن فرمودند . چون عساكر پادشاهى به نواحى كدهى رسيد ، جلال خان از سخن پدر بيرون رفته ، فوج بسته به سر اردو آمد . اين مردم خود را راست نكرده بودند كه جنگ را به اسلوب انتظام دهند و آداب ترتيب افواج قايم سازند . لشكر مخالف بسيار و اين مردم بر سر استعداد و عزيمت جنگ نه .
بيرام خان چند مرتبه برگشته ، بر سپاه دشمن تاخت و روى سپاه را از هم گسلانيد و چپقلشهاى دليرانه كرد ، امّا از كمك افواج قاهره به سبب بىترتيبى كوتاهى شد و كارها بر حسب دلخواه انتظام نيافت . على خان مهاونى و حيدر بخشى و چندى ديگر از اعيان دولتپايهء والاى شهادت يافتند .
چون اين خبر به مسامع قدسى رسيد ، آن حضرت خود بسرعت نهضت فرمودند . در اين توجّه كشتى بحرآرا - كه به جهت سوارى خاصه بود - در كهكام غرق شد . و چون موكب پادشاهى نزديك افغانان تيهروزگار رسيد اين سيهبختان فرار نمودند . آن حضرت ميرزا هندال را - كه ترهت و پرنيه « 11 » به او نامزد [ 153 ] شده بود - به موجب التماس او رخصت فرمودند كه به جايگير تازهء خود رفته به سامان لايق از آن طرف بنگاله درآيد .
حضرت جهانبانى از آنجا كوچبكوچ متوجّه بنگاله شدند و به تأييدات الهى در سال نهصد و چهل و پنج فتح بنگاله شد . شير خان با ساير افغانان خلاصهء خزينهء بنگاله را گرفته از راه جهار كهند به حدود رهتاس ( 104 ) آمد و به روباهبازى قلعهء رهتاس را متصرّف شد .
هامش
( 11 ) د : پتنه