شد . نصيب شاه والى بنگاله زخمى به درگاه جهانپناه آمده از شير خان استغاثه نمود . اين معنى ضميمهء بواعث تسخير بنگاله و علاوهء دواعى توجّه عالى گشت .
آن حضرت او را به تفقّدات خسروانه مستظهر ساخته ، به انواع اشفاق خسروانى شرف امتياز بخشيدند .
و چون اين يورش و الا مصمّم گشت ، جونپور و آن حدود را به مير هندو بيگ - كه از كبار امرا بود - مكرمت فرمودند . چناده به بيگ ميرك عنايت شد . سامان و سرانجام اين ديار فرموده از راه برّ و بحر عساكر نصرتقرين در جنبش آمد .
چون عرصهء پتنه مضرب خيام گردون قباب شد ، دولتخواهان درگاه به موقف عرض رسانيدند كه موسم باران رسيده است . اگر آن حضرت يورش بنگاله تا گذشتن اين موسم موقوف دارند ، در آيين ملكگيرى به روش فيروزى يافتن بر حصول مأمول هر آينه اقرب خواهد بود ؛ چه ، عبور سوار در بنگاله در اين موسم بغايت دشوار است و باعث ويرانى و تباهى سپاهى .
والى بنگاله نظر بر اغراض خود به عرض اشرف رسانيد كه شير خان در بنگاله خود را [ 152 ] هنوز راست نكرده است ، به زودى بر سر او رفتن باعث استيصال او به سهولت خواهد بود . آن حضرت به جهت نگاهداشت خاطر آن مهم رسيده و صورت معقوليت كنگش او حكم بر نهضت رايات جهانگشاى فرمودند . در بهاگلپور لشكر را دو جا ساختند . ميرزا هندال را با پنج شش هزار كس از آب گذرانيد كه از آن طرف آب مىرفته باشد .
چون ساحت منگير معسكر اقبال شد خبر آمد كه جلال خان پسر شير خان - كه خود را پس از پدر سليم خان نام نهاده بود - با خواص خان ، بر مزيد ، سرمست خان ، هيبت خان نيازى و بهار خان « 10 » به مقدار پانزدههزار كس آمده قصبهء گدهى را - كه بر مثابهء دروازهء بنگاله است - مضبوط كرده آهنگ فتنه و فساد دارد .
حقيقت معامله آنكه شير خان به استماع توجّه رايات عاليات جنگ را به
هامش
( 10 ) الف ، ه ، و : بهادر خان ؛ ب ، ح : پهار خان