تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
مردم درون غافل از اين واقعه به جنگ مردم بيرون رو نهاده سر از كنگره‌هاى حصار فرومىداشتند كه ناگاه اين سيصد جوان از عقب آمده به شپهء « 16 » تير اهل قلعه را بىپا ساختند . و از آگاه شدن آنكه حضرت جهانبانى خود به ذات اقدس بر مدارج فتح به دولت و اقبال متصاعد گشته‌اند ، مخالفان تيره‌راى هريك به سوراخى فرورفتند . نقّارهء فتح بلندآوازه شد و اختيار خان از جايى كه بود بالاتر بر سر كوهچه‌اى - كه آن را موليه ( 97 ) گويند - برآمده متحصّن شد . روز ديگر امان داده او را طلبيداند . او با وجود دانش و سربراهى مهمّات سلطنت از علوم حكمت ، خصوصا هندسه و هيأت ، نصيبهء تمام داشت و از شعر و معّما نيز بهره‌مند بود . در مجلس عالى به رخصت نشستن در جمع مجلسيان دانشور سرفراز شد و به عواطف خسروانه امتياز يافت و داخل مقرّبان عتبهء سلطنت شد . يكى از فضلا تاريخ اين فتح [ را ] « اوّل هفتهء ماه صفر » يافته است . چون ولايت گجرات تا آب مهندرى در تصرّف اولياى دولت درآمد و از آن طرف در عمل هيچ‌كس نبود ، رعاياى آن حدود به سلطان بهادر عرضه داشت نوشتند كه محصول ولايت رسيده و عاملى كه به مراسم تحصيل قيام نمايد از او چاره نيست . اگر كسى تعيّن شود رعايا از عهدهء اداى مال بيرون آيند . سلطان به هريك از ملازمان خود از اين مقوله حرف مىزد همه را خاموش مىيافت . عماد الملك قدم جرأت پيش نهاده استدعاى اين خدمت نمود ، بدين موجب كه به مقتضاى برآمد كار از ولايت هرجا و هرقدر كه به هركس دهد بازپرس او نباشد . عماد الملك با دويست سوار متوجّه احمدآباد شد . در راه به مردمى كه مىدانست مواجب چند نوشته مىداد . چون به احمدآباد رسيد ده‌هزار سوار بر او گرد آمد . هركه دو اسب داشت يك لك گجراتى به او مىداد . در اندك فرصتى سىهزار كس فراهم آورد . مجاهد خان حاكم جونه گده « 17 » با ده‌هزار سوار آمده به او پيوست . در آن ايّام حضرت جهانبانى به جهت فتح قلعهء جان‌پانير و به دست افتادن
هامش
( 16 ) م : بشنيد ( 17 ) م : جونه‌كر