تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
فرمودند كه آتشها را به آب رحمت فرونشانند . مير هندو بيگ و جمعى ديگر را در حدود جان‌پانير گذاشته و مقدار هزار سوار به خود همراه گرفته ، به جانب سلطان بهادر ايلغار فرمودند . سلطان به كمبايت رسيده به جانب ديپ شتافت و صد غراب جنگى را - كه به خيال فرنگ ساخته بود - آتشى زد كه مبادا عساكر عاليه سوار شده تعاقب نمايند . آخر همان روز - كه او به ديپ رفت - حضرت جهانبانى به كمبايت نزول اجلال فرمودند و ساحل درياى شور مخيّم سرادق اقبال شد و از آنجا جمعى را به تعاقب سلطان بهادر از كمبايت روانه ساختند . سلطان چون به ديپ درآمد بهادران نصرت قرين از نزديكى ديپ به غنايم فراوان برگشته به كمبايت آمدند و به تأييدات آسمانى « 12 » در سال [ 135 ] نهصد و چهل و دو فتح مندو و گجرات روى نمود . آرى ! آن را كه باخداى بازگشت است و معيار آن نيّت درست ، هر آينه مقصود را در كنار او نهند . در غرّهء شعبان اين سال ميرزا كامران از لاهور به قندهار رفت و به سام ميرزا - برادر شاه طهماسب صفوى - جنگ عظيم كرده ، فتح نمود . مجمل اين سرگذشت آنكه سام ميرزا با جمعى كثير از قزلباشيّه به قندهار آمد . قندهار را خواجه كلان بيگ استحكام داده بود . تا هشت ماه نگاه داشت . در اين اثنا ميرزا كامران به استعداد تمام از لاهور نهضت نمود . ميان ميرزا كامران و سام ميرزا جنگ عظيم درپيوست و آغزيوار خان « 13 » را - كه از امراى كلان قزلباشيّه و آتاليق ميرزا بود - در جنگ دستگير كرده به قتل رسانيد ( 92 ) و بسيارى از لشكر قزلباش سر به صحراى عدم نهادند . ميرزا كامران مظفّر و منصور معاودت نموده به حدود لاهور رسيد . و شورش ميرزا محمّد زمان بر طرف شد ( 93 ) . و شرح اين داستان اقبال به رسم اجمال آنكه پيشتر گزارش يافته بود كه ميرزا محمّد زمان بعد از شكست يافتن سلطان بهادر به داعيهء فتنه‌انگيزى به صوب لاهور شتافت . چون مشاراليه به حدود سند آمد شاه حسين ولد شاه بيگ ارغون حاكم سند در پيش خود جاى نداده رهنمونى لاهور كرد كه ميرزا كامران متوجّه
هامش
( 12 ) ط : به تأييدات آسمانى و توفيقات ازلى ( 13 ) ح : اغرنواز خان ؛ ط : اعزاز خان