تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
حصار ارابه « 4 » كرده به دور آن خندق زده ، اوّل اين سلاح دوردست را كارفرماييم تا لشكر مخالف روزبروز تنقيص پذيرفته از هم پاشند ، و جنگ تير و شمشير به جاى خود است . آخر بر همين قرار ايستادند . همواره هنگامهء جنگ گرم مىشد ، و پيوسته شكست بر گجرايتان مىافتاد . از سوانح اقبال آنكه روزى جمعى از بهادران و يكّه جوانان بزم باده‌پيمايى گرم كرده بودند . هريكى سرخوش گشته سخن از مردانگى مىراند . يكى را كه هوش معامله‌دانى « 5 » كمتر مانده بود به حكايت درآمد كه از گذشته تا كى حرف سرايى شود ؟ امروز غنيم در برابر است متوجّه او بايد شد و عيار كار خود را ظاهر ساخت . و بىآنكه به هوشياران لشكر منصور آگاهى افتد اين بزم‌آرايان ميگسار « 6 » - كه قريب دويست كس بودند - مسلّح شده بر سر اردوى غنيم روان شد . چون نزديك رسيدند يكى از اعيان گجرات با قريب چهارهزار كس - كه بيرون اردو آمده پاس مىداشت - پيش‌آمد . عرصهء نبرد آنچنان آراسته گشت كه به گفت درنيايد . گجراتيان را دل از دست رفت . انهزام يافته به اردو درآمدند . اين رزم‌دوستان كارنامه كرده معاودت نمودند . صيت اين دليرى و دلاورى آرام‌رباى لشكر سلطان بهادر شد . بعد از آن از قلعهء ارّابهء خويش كم كسى برآمدى و پيوسته سپاه نصرت قرين به اطراف و جوانب رفته راه آمدوشد غلّه مىزدند . تا آنكه در اردوى گجراتيان قحط عظيم پديد آمد . روز عيد رمضان محمّد زمان ميرزا با پانصد ششصد كس قدم جرأت پيش نهاده ، برآمد . از اين طرف نيز جمعى به جنگ پيش‌آمدند . دو سه مرتبه مردم گجرات تير انداخته گريختند [ 132 ] و به حيله و روباه‌بازى عساكر فيروزى مآثر پادشاهى را بر مجراى توپخانه رسانيدند و بيكبار توپها را آتش دادند . آن روز بعضى مردم پادشاهى را چشم‌زخم رسيد . بعد از هفده روز - كه ساعت مختار بود - حضرت جهانبانى قرار دادند كه
هامش
( 4 ) م : حصار را ارابه ( 5 ) ب : معامله فهمى ( 6 ) ح : اين بزم‌آرايان و مىكشان
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 206 | ابو الفضل مبارك / غلام رضا طباطبايى مجد