چون سارنگپور محيّم سرادقات اقبال شد ، طنطنهء يورش جهانگشاى و كوچبكوچ نهضت اعلام منصوره به سلطان بهادر - كه قلعهء چيتور را محاصره داشت - رسيد ، از خواب غفلت بيدار شده به ملازمان خود مشورت نمود . جمعى بر آن شدند كه مهّم قلعه همه « 1 » وقت ميسّر است و از اهل قلعه بالفعل ضررى نمىرسد ، مناسب وقت آن است كه مهّم قلعه را موقوف داشته روبروى لشكر پادشاهى شويم .
صدر خان - كه سرآمد طبقهء علم و فضل بود و در جرگهء سپاهيان صاحب منصب و الا گشته ، به اصابت راى و تدبير مىزيست - گفت : « مناسب آن است كه كار قلعه را - كه نزديك رسانيدهايم - به آخر رسانيم . و ما كه بر سر كفّار آمده باشيم پادشاه اسلام بر سر ما نخواهد آمد ، و اگر بيايد در ترك غزا و جنگ به او معذور باشيم » . اين راى پسنديدهء خاطر سلطان بهادر آمد و از روى استقلال ثبات قدم ورزيد ، تا آنكه در سيوم شهر رمضان نهصد و چهل و يك سلطان قلعهء چيتور را مفتوح ساخت و به صوب موكب عالى روان شد .
مخيّم سرادقات اقبال عرصهء اجّين بود . چون جسارت سلطان بهادر به مسامع عليّه رسيد ، آن حضرت نيز تيزتر توجّه فرمودند و در نواحى مندسور - كه از مضافات مالوه است - در كنار كولاب - كه در كلانى و پهناورى دريايى [ 131 ] بود - از دو جانب اين دو لشكر فرود آمد . ميان هراول حضرت جهانبانى بچكه بهادر « 2 » و جمعى و ميان هراول سلطان بهادر سيد على خان « 3 » و ميرزا مقيم - كه خراسان خان خطاب داشت - كارزار پيوست . مخالفان را شكست افتاد و سلطان بهادر نيز شكسته خاطر شد .
تاج خان و صدر خان به او گفتند لشكر ما بتازگى فتح چيتور كرده و هنوز چندان ضرب و حرب لشكر پادشاهى نديده ، به دل قوى به كار جنگ خواهد پرداخت . توقّف ناكرده متوجّه جنگ بايد شد . رومى خان - كه توپخانه حوالهء او بود - و جمعى ديگر به سلطان گفتند كه توپخانهاى عظيم همراه داريم . با وجود چنين استعداد آتشبازى خود را بر تيغ زدن چه معنى دارد ؟ مناسب آن است كه
هامش
( 1 ) م : هم
( 2 ) ح : چكه بهادر
( 3 ) ح : رشيد عليخان