مردم را چيدهچيده « 21 » از پى هم به كومك سپاه منصور مىفرستادند : دفعهاى قاسم حسين سلطان ، احمد يوسف و قوام بيگ را فرمان شد ؛ دفعهاى هندو بيگ قوجين مأمور گشت ؛ دفعهاى محمّدى كوكلتاش و خواجگى اسد را حكم رسيد .
و بعد از آن يونس على و شاه منصور برلاس و عبد اللّه كتابدار و از پس « 22 » ايشان دوست ايشك آغا و محمّد خليل آخته بيگى به كمك مأمور شدند .
برانغار مخالف به كرّات و مرّات حمله بر جرانغار لشكر فيروزى اثر آورد .
هر نوبت غازيان اخلاصنهاد بعضى را به تيرباران بلا زميندوز مىكردند و برخى را به برق و خنجر شمشير خاكستر مىساختند . مؤمن اتگه و رستم تركمان به موجب حكم و الا از عقب سپاه ظلمت آيين شتافتند و ملّا محمود و على اتگه - باشليق ملازمان خواجه خليف - به كمك آنها رفتند . محمّد سلطان ميرزا ، عادل سلطان ، عبد العزيز ميرآخور ، قتلق قدم قراول ، محمّد على جنگجنگ ، شاه حسين باربيگى « 23 » مغول غانجى دست به محاربه گشاده ، پاى ثبات محكم كردند .
و خواجه حسين با جماعت ديوانيان به كمك ايشان رفتند و همه بهادران « 24 » لشكر [ 109 ] فيروزجنگ - كه عزيمت جانفشانى كرده همّت به جانستانى بسته بودند - لواى گيرايى كام خود از انتقام دشمن بلند كردند و چشمهء اميد مخالفان را به خاك ناكامى انباشتند .
شعر
گره بر گره دستِ پيكان زنان * زره بر زره پشتِ رويينتنان
ز هر سو سنانهاى خاراگذار * فروبسته راه سلامت به خار
درخشنده شمشيرهاى بنفش * ز ديده بصر مىربود از درفش
هامش
( 21 ) م : جندهجنده
( 22 ) ح : پى
( 23 ) م : شاه حسين باركى
( 24 ) م : برادران