گرفت ، فرمان [ 108 ] معلّى شد كه هيچكس بىحكم از محلّ خود حركت ننمايد و بىرخصت قدم در ميدان محاربه ننهند .
از روز يك پاس گذشته بود كه آتش جنگ « 16 » اشتعال يافت « 17 » .
شعر
سپاه از دو سو جنبش انگيختند * شبوروز درهم درآميختند « 18 »
دهاده برآمد ز هر دو طرف * دو درياى كين بر لب آورده كف
سمِ بادپايانِ فولادنعل * به خونِ دليران زمين كرده لعل
جهاندار در موكبِ خاص خويش * خرامنده بر لبك رقاصِ خويش .
در برانغار و جرانغار چنان قتال عظيم شد كه زلزله در زمين و ولوله در زمان افتاد .
جرانغار مخالف به جانب برابغار پادشاهى جنبش نموده ، بر خسرو كوكلتاش و ملك قاسم و « 19 » باباقشقه حمله آورد . چين تيمور سلطان « 20 » به حكم عالى به كومك ايشان رفت و مردانه دستبردى نموده ، مخالفان را برداشته قريب به عقب غول ايشان رسانيد . جلدى اين فتح به نام او مقرّر شد .
مصطفى رومى از غول حضرت جهانبانى ارّابهها را پيش آورد و به تفنگ و ضربزن آنچنان صفوف مخالف را درهم شكست كه زنگ از آيينهء دلهاى بهادران بزدود و وجود بسيارى از مخالفان با خاك هلاك برابر كرده ، بر باد فنا داد . و چون زمان زمان افواج اعدا از پى هم مىرسيدند ، حضرت گيتىستانى نيز
هامش
( 16 ) ح : قتال
( 17 ) الف : گرفت
( 18 ) الف ، ج ، د ، ه : شبوروز را درهم آميختند
( 19 ) در اكثر نسخهها : ندارد
( 20 ) الف ، م : حسين تيمور سلطان