تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
غبارِ زمين كلّه بر ماه بست * نفس را درونِ گلو راه بست .
چون زمان كار و كارزار از بسيارى سپاه دشمن امتداد يافت ، به ملازمان خاص پادشاهى - كه در پس ارّابه مانند شير در زنجير بودند - فرمان شد كه از راست و چپ غول بيرون آمده و جاى تفنگچيان را در ميان گذاشته ، از هر دو جانب كارزار بنمايند . به موجب اشارهء والاجوانان شجاعت‌نهاد و دلاوران جلادت‌آيين ، چون شيران زنجير گسل خود را به اختيار خود يافته ، داد دليرى و دلاورى دادند و چكاچاك تيغ و شپاشاپ تير به افلاك رسانيدند . نادر العصر عليقلى با توابع خود در پيش غول ايستاده بود و در انداختن سنگ و ضرب‌زدن و تفنگ كارنامه‌ها به تقديم مىرسانيد . مقارن اين حالت فرمان « 25 » قضا نفاذ وارد شد كه ارّابه‌هاى غول پيشتر روانه شوند . و آن حضرت خود به دولت و اقبال به جانب سپاه مخالف به عزم درست و همّت بزرگ نهضت فرمودند و از اطراف و جوانب عساكر عاليه اين معنى را مشاهده نمود ، به تموّج دريا جنبش نمودند و يكبارگى دلاوران اقبالمند حمله بر صفوف مخالفان آوردند . در اواخر روز نايرهء قتال چنان اشتعال يافت كه ميمنه و ميسرهء سپاه نصرت‌قرين ميمنه و ميسرهء لشكر خذلان‌نورد را ربوده و رانده ، با قلب تيرهء مخالفان در يك محلّ فراهم آوردند و به نحوى از صولت « 26 » صدمات دلاورى بر آن گروه پريشان روزگار تاختند كه همهء اين تيره‌بختان دست از جان شسته و دل از زندگانى برگرفته ، بر جانب راست و چپ غول پادشاهى حمله آوردند و خود را بغايت نزديك رسانيدند . غزات عالى درجات به همّت و الا پاى ثبات و قدم استقامت استوار داشته ، لطمات نبرد و صدمات مردان مرد به كار بردند و به تأييد آسمانى مخالف را مجال
هامش
( 25 ) الف ، د ، و ، ز : قهرمان فرمان ( 26 ) م : صورت