تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
قرار و محلّ ضبط نماند تا آن تيره‌بختان سيه‌روزگار بىاختيار عنان ثبات از كف تدبير گذاشته رو به گريز نهادند و از اين مصاف مردآزمايى « 27 » نيم‌جانى به سلامت بردن مفت خود دانستند . نسايم فتح و ظفر بر اشجار أعلام دولت آثار « 28 » وزيدن گرفت و غنچه‌هاى نصرت و تأييد از [ 110 ] اغصان توكّل و تردّد به شگفتن آمد . لشكر مخالف بسيارى طعمهء تيغ خون‌آشام و تير شاهين‌پرواز گشت . خون گرفته‌اى چند - كه بقية السيف بودند - رخسار همّت غبارآلود ادبار ساخته ، خس و خاشاك وجود خود را جاروب هزيمت از ميدان نبرد پاك رفتند و سراسيمه چون ريگ روان گم‌گشتهء صحراى آوارگى شدند . حسين خان ميواتى به ضرب تفنگ در گرد فنا رفت ( 67 ) . راول اديسنگ ، مانك چند چوهان « 29 » ، راى چندربهان ، دلپت‌راى « 30 » ، كنكو ، كرم سنگه ، دونكرسى و بسيارى از سرداران كلان ايشان غبار راه عدم گشتند و چندين هزار زخمى در زير دست‌وپاى بادپايان لشكر اقبال نيست و نابود شدند . محمّدى كوكلتاش ، عبد العزيز ميرآخور ، على خان و بعضى ديگر را به تعاقب راناسانكا تعيّن فرمودند . و حضرت گيتىستانى فردوس‌مكانى كامياب اقبال شده بر اين نصرت عظمى و عطيّهء عليا سجدات شكرگذارى حضرت بارى - عزّ اسمه - كه گشاد و بست صورى و معنوى بازبستهء سلسلهء تقدير اوست ، به جاى آورده به نفس نفيس يك كروه از جنگگاه مخالفان را رانده پيشتر بردند ، تا آنكه شب درآمد . و آن روز سياه بود . بر دشمنان و شبستان عشرت بر دوستان . همّت ارجمند از كار اعدا جمع ساخته و كوس كاميابى بلندآوازه كرده مراجعت فرمودند و بعد از گذشتن ساعتى چند از شب به منزلگاه رسيدند . و چون تقدير ايزدى نرفته بود كه آن مخذول دستگير شود ، از آن مردم - كه در پى گريخته‌ها نامزد شده بودند - اهتمام شايسته به ظهور نيامد . آن حضرت مىفرمودند كه وقت نازك بود به اميد كس نگذاشته ما را خود بايستى رفت . شيخ
هامش
( 27 ) ح : مردآزما ( 28 ) در بعضى نسخه‌ها : دولت اثمار ( 29 ) ج : مانك‌سنگ ( 30 ) ز : دليپ‌راى