جمعى ديگر از ملازمان سلطنت و اركان دولت قرار گرفتند و برانغار به وجود دولتپيراى حضرت جهانبانى آراسته شد ؛ در يمين نصرت مكين حضرت جهانبانى ، قاسم حسين سلطان ، احمد يوسف اوغلاقچى ، هندو بيگ قوجين ، خسرو كوكلتاش ، قوام بيگ اردوشاه ، ولى خازن ، قراقوزى ، پير قلى سيستانى ، خواجه پهلوان بدخشى ، عبد الشكور و جمعى ديگر از بهادران تهوّر آيين تعيّن شدند ؛ بريسار ظفرقرين حضرت جهانبانى ، ميرهمه ، محمّدى كوكلتاش ، خواجگى اسد جامهدار نامزد گشتند ؛ و در برابغار از امراى هندوستان - مثل خانخانان ، دلاور خان ، ملك داد كررانى ، شيخ گهورن - به آداب خدمت قيام نمودند ؛ و جرانغار ميمنت آثار سيد مهدى خواجه ، محمّد سلطان ميرزا ، عادل سلطان بن مهدى سلطان ، عبد العزيز ميرآخور ، محمّد على جنگ ، قتلق قدم قراول ، شاه حسين باربيگى ، جان بيگ اتگه ، و از امراى هند جلال خان ، كمال خان - اولاد سلطان علاء الدّين - على خان شيخزادهء فرملى ، نظام خان بيانه « 12 » و جمعى ديگر از غازيان شجاعتپيشه و بهادران جلادتپرور كمر بندگى به اخلاص كامل بستند .
و جهت تولقمه تردىيكّه « 13 » ، ملك قاسم - برادر باباقشقه - و جمعى كثير از مغول در جانب برانغار تعيّن يافتند . سومن اتگه و رستم تركمان با جمعى « 14 » از خاصان پادشاهى در طرف جرانغار نامزد شدند . و به طريق حزم موافق قانون غزات روم جهت پناه تفنگچيان و رعداندازان - كه در پيش سپاه دولت بودند - صفى از ارابه ترتيب نموده ، با زنجير اتصّال دادند . و به جهت ترتيب و انتظام « 15 » اين صف نظام الدّين على خليفه مقرّر شد . سلطان محمّد بخشى اعيان و اركان افواج قاهره را در محال خود مقرّر داشته به استماع احكام پادشاهى - كه به الهام ربّانى پيوند داشت - در حضور اقدس ايستاده بودند . و تواچيان ( 66 ) و يساولان را به اطراف و جوانب روانه مىكرد و احكام و اوامر مطاعه را در ضبط و ربط عساكر اقبال به سرداران مىرسانيد .
چون اركان لشكر به آيين شايسته قايم گشته هركس به جاى خود استقرار
هامش
( 12 ) ح : ميانه
( 13 ) ز : ترديكه
( 14 ) الف ، ب ، ج ، د : جماعه ؛ ح : جماعهء كثير
( 15 ) الف : نظام