دستبرد داده ، مورد آفرين پادشاهى مىشدند . تا آنكه روز شنبه سيزدهم جمادى الآخر نهصد و سى و سه در نواحى موضع خانوه از سركار بيانه حوالى « 6 » كوهى - كه در دو كروهى مخالفان مخيّم سرادقات اجلال بود - راناسانكا با لشكر گران قدم پيش نهاد .
آن حضرت در واقعات خود مرقوم كلك بيان فرمودهاند كه به قاعدهء هندوستان - كه يك لك ولايت را صد سوار و كرورى را دههزار سوار اعتبار مىكنند - ولايت راناسانكا به ده كرور رسيده بود كه جاى يك لك سوار باشد .
بسيارى از سران و سروران نامور - كه هرگز در هيچ معركه يكى از ايشان تبعيّت و امداد او نكرده - فرمانبردارى او نموده ضميمهء لشكر او شده بودند ؛ چنانچه سلهدى « 7 » حاكم راىسين و سارنگپور و غير آن سىهزار سوار را ولايت داشت ؛ راول اودى سنگهپاكرى دوازدههزار سوار ؛ حسن خان ميواتى حاكم ميوات دوازدههزار سوار ؛ بهاريمل ايدرى چهارهزار سوار ؛ نريتها دا « 8 » هفتهزار سوار ؛ ستردى كهجى « 9 » ششهزار سوار حاكم جرهل ؛ پرمديو « 10 » حاكم ميرنهه چهارهزار سوار ؛ نرسنگهه ديو چوهان چهارهزار سوار ؛ و محمود خان ولد سلطان سكندر اگرچه ولايت نداشت امّا به اميد سرورى اسلاف دههزار سوار با خود همراه ساخته بود كه مجموع جمعيّت گروه مخالف به دو لك و يك هزار سوار رسيده بود .
چون آمدن مخالفان به مسامع عليّه رسيد ، به ترتيب عساكر نصرتمآثر اشتغال فرمودند . موكب خاص پادشاهى در غول متمكّن شد . دست راست آن چين تيمور سلطان « 11 » ، ميرزا سليمان ، [ 107 ] خواجه دوست خاوند ، يونس على ، شاه منصور برلاس ، درويش محمّد ساربان ، عبد اللّه كتابدار ، دوست ايشك آقا و جمعى ديگر از امراى عظام مقرّر شدند ؛ بر دست چپ علاء الدّين بن سلطان بهلول لودى ، شيخ زين خوافى ، امير محّب على - ولد نظام الدّين على خليفه - تردى بيگ - برادر قوچ بيگ - شيرافگن - ولد قوچ بيگ - آرايش خان ، خواجه حسين و
هامش
( 6 ) م : حواله
( 7 ) ح : سلاح الدّين
( 8 ) الف : پربتهادا ؛ م : نربتهادا .
( 9 ) ز : كهچى
( 10 ) ح : بيرم ديو
( 11 ) الف : حسين تيمور سلطان