قصدى كرده بود ، به خير گذشت . بدانديشان را اين خيال خام ناگوار افتاد . به سزار رسيدند .
چون فرمان عنايت به حضرت جهانبانى رسيد ، شاه مير حسين و امير سلطان جنيد برلاس را به حكومت جونپور مقرّر فرموده ، قاضى جيا را كه از تربيتيافتگان حضرت گيتىستانى بود به معاضدت اين دو امير گذاشته ، متوجّه استلام اورنگ خلافت شدند . و شيخ بايزيد را به اوده تعيّن فرمودند . و بنابر آنكه عالم خان كالپى را داشت و تدارك مهم او به صلح يا به جنگ از ضروريات تدبير ملك بود ، مرور عساكر منصور را به صوبهء كالپى انداختند و به مقدّمات اميد و بيم او را در سلك بندگان [ 105 ] درآورده ، در ركاب نصرت اعتصام خود به درگاه گيتىپناه آوردند و در ساعت مسعود روز يكشنبه سيوم شهر ربيع الثانى در چهارباغ دار الخلافهء آگره - كه به هشت بهشت موسوم و بتازگى ترتيب يافتهء بهار دولت و اقبال بود - به سعادت ملازمت حضرت گيتىستانى مشرّف شدند .
در همين روز خواجهدوست خاوند از كابل آمده به تلقّى اكرام معزّز گشت . در اين ايّام پيوسته از مهدى خواجه - كه در بيانه بود - عرايض مىآمد و از شورش راناسانكاو پاى جرأتنهادن او به پيكار خبر مىرسيد .
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 166
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص١٦٦