نهصد و شانزده مسرعى فرستاده معروض داشت كه شاهى بيگ خان را كشتهاند ، مناسب است كه به اينجانب نهضت فرمايند .
بنابرآن در شوّال اين سال به نيروى توكّل نهضت عالى فرمودند و با اوزبكان محاربات عظيم به وقوع پيوست . همواره فتح و نصرت همعنان موكب عالى بود تا بار سيوم منتصف شهر رجب نهصد و هفده به دولت و فيروزى سمرقند را تسخير فرمودهاند و هشت ماه به فرمانروايى آنجا سايهگستر بودهاند .
و در صفر نهصد و هژدهم در كولملك به عبيد اللّه خان ( 44 ) جنگ عظيم درپيوست . با آنكه فتح شده بود ناگاه به شعبدهء آسمانى چشم زخمى رسيد و عنان جنيبت جهاننورد به حصار منعطف ساختند . بار ديگر به اتفّاق نجم بيگ ( 45 ) در پاى قلعهء غجدوان ( 46 ) با اوزبك نبرد قوى دست داد : نجم بيگ كشته شد و آن حضرت متوجّه كابل شدند .
ديگر به الهام غيبى رفتن ماوراء النهر را بر طرف كرده ، تسخير ممالك هندوستان را پيشنهاد همّت و الا ساختند . چهار نوبت به تسخير هندوستان متوجّه شدهاند و به جهت سنوح دواعى مراجعت فرمودهاند . بار اوّل در شعبان نهصد و ده از راه بادام چشمه و جگدليك از خيبر « 14 » گذشته به جم نزول اجلال « 15 » نمودهاند .
در واقعات بابرى ( 47 ) - كه كتابى است تركى ، نگاشتهء خامهء صدقنگار آن حضرت - نوشتهاند كه چون از كابل به شش منزل در راه كرده به آدينهپور رسيده شد ، ولايت گرمسير و نواحى هندوستان - كه هرگز ديده نشده بود - به مجرّد رسيدن عالم ديگر در نظر آمد : گياه و درخت به روش ديگر ، وحوش و طيور آن به طرز ديگر ، راه و رسم ايل و الوس به وضع ديگر . حيرتى روى داد و فى الواقع جاى حيرت بود .
ناصر ميرزا از غزنين در اين منزل به عزّ بساطبوسى استسعاد يافت . در منزل جم مجلس كنگش منعقد شد كه موكب عالى از درياى سند - كه مشهور به نيلاب است - به كدام گذر رسيده بگذرد [ 92 ] . به شومى بعضى « 16 » چغتائيان گذشتن سند
هامش
( 14 ) ج : جسر
( 15 ) م : اقبال
( 16 ) ه ، و ، م : باقى