تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
حضرت در بدخشانات شده بود آثار بىآزرمى و نامرادى از او به ظهور آمده بود . در اين ولا كه چهرهء اعمال در آيينهء مكافات ديد و دولت از آن بىسعادت روى گردانيد ، آن حضرت از كمال مردمى و فرط جوانمردى در مقام انتقام نيامده ، حكم فرمودند كه از اموال خود آن مقدار كه اختيار كند برگيرد و به خراسان رود . او پنج شش قطار خچر و شتر از مرصّع‌آلات و طلاآلات و ديگر نفايس اجناس بار كرده به جانب خراسان رفت . و حضرت گيتىستانى فردوس مكانى تنسيق ولايت بدخشان فرموده متوجّه كابل شدند . در آن وقت محمّد مقيم پسر ذو النّون ارغون كابل را از عبد الرزّاق ميرزا بن الغ بيگ ميرزا بن سلطان ابو سعيد ميرزا - كه عم‌زادهء حضرت گيتىستانى فردوس مكانى مىشد - گرفته بود . طنطنهء نهضت رايات اقبال شنود . متحصّن شد و بعد از چند روز امان خواسته با مال و اسباب به قندهار پيش برادر خود شاه‌بيگ رخصت يافت . كابل در اواخر ماه ربيع الاوّل سنهء نهصد و ده به دست اولياى دولت ابدپيوند درآمد . بعد از آن ، آن حضرت در نهصد و يازده متوجّه تسخير قندهار شدند و قلات ، كه از مضافات قندهار است ، مفتوح گشت . از آنجا به جهت مصالح ملكى فسخ عزيمت قندهار نموده جانب جنوب آن توجه نمودند و قبايل افغانان سواسنك و الاتاغ تاخته به كابل مراجعت فرمودند . مبادى اين سال زلزله‌اى عظيم در حدود كابل واقع شد . فصيلهاى قلعه و اكثر منازل بالاى حصار و شهر افتاد و خانه‌هاى موضع بيمغان « 9 » تمام از هم ريخت . سى و سه مرتبه در يك روز زمين جنبيد . تا يك ماه شب‌وروز يك دو مرتبه زمين در تزلزل بود و اساس عمر بسارى از مردم فروريخت . در ميان بيمغان و بيك‌توت پارچه‌اى زمين - كه عرض او يك كته‌باش انداز باشد - بريده يك تيرانداز پايان رفت و از جاى بريده چشمه‌ها پيدا شد . از استرغج تا ميدان - كه قريب شش فرسنگ بوده باشد - زمين آنچنان شكافت كه بعضى از اطراف او برابر فيل بلند شده بود . در آغاز زلزله از سر كوهها گردبادها برخاست . در همين
هامش
( 9 ) ب ، د : لمعان ؛ م : بميغان