تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
يونس خان بن ويس خان بن شير على اوغلان بن محمّد خان بن خضر خواجه خان بن تغلق تيمور خان بن السينوغا خان بن دواخان بن براق خان بن بيسون‌تو ابن مواتكان بن چغتاى خان بن چنگيز خان . و مولانا حسامى قراكولى [ خيوقى ] در تاريخ ولادت اشرف گفته :
چون در شش محرّم ، زاد آن شه مكرّم * تاريخ مولدش هم ، آمد شش محرّم ( 39 ) .
[ 87 ] هرچند اين تاريخ از غرايب اتفّاقات است و فكر را در آن گنجايش نيست ، امّا غريبتر آنكه اين تاريخ از شش حرف ، كه نزد اهل حساب عدد خير است ، فراهم آمده و لفظ « شش حرف » و نقش « عدد خير » نيز در تاريخ ظهور اين عنصر مقدّس از مكامن غيب مىگردد . يكى از غرايب جوهر حروفش آنكه آحاد و عشرات و مآت آن در يك مرتبه واقع شده و بر تسويت سلوك اطوار اشارت نموده . بديع ذاتى كه چندين اسار غيبى در او وديعت نهاده‌اند امثال اين بدايع در باب او روى مىدهد . قدوهء اولياى كبار ، ناصر الدّين خواجه احرار ( 40 ) به زبان فيض آثار خود اسم گرامى اين مسعودطالع به ظهير الدّين محمّد تسميه فرموده‌اند . چون بر زبان تركان اين لقب گرامى از بزرگى قدر و رفعت منزلت لفظى و معنوى به آسانى جارى نمىشد بابر نيز نام نامى آن حضرت مقرّر شد . آن حضرت اعظم و ارشد فرزندان عمر شيخ ميرزا ( 41 ) اند . در دوازده سالگى روز سه‌شنبه پنجم رمضان هشتصد و نود و نه در خطّهء دلگشاى اندجان بر سرير سلطنت و تخت خلافت نشستند . آن‌قدر مشقّت و تردّد كه در مهام تسخير ممالك آن حضرت را پيش‌آمده كم پادشاهى را رو نموده باشد و آن مقدار دليرى و دلاورى و توكّل و تحمّل كه آن حضرت به نفس نفيس در معارك و مخاطر بر خود روا داشته‌اند مقدور بشر نيست .