هشياردل و بيدارمغز بوده از درويشان و گوشهنشينان همّت مىطلبيدند .
در هشتصد و هفتاد و دو ميرزا جهانشاه بن قرايوسف - حاكم آذربايجان كه به دفع اوزون حسن آققوينلو « 58 » رفته بود و از غايت بىپروايى و كمال بىتدبيرى به دست او كشته شد - [ 83 ] سلطان لشكر بر سر او كشيد . اوزون حسن هرچند در صلح زد ، فايده نكرد . ناگزير راهها را از آمدوشد غلّه نگاهبانى نمود تا در اردو و قحط عظيم پديد آمد ، به مرتبهاى كه چهارده شب اسبان خاصهجو نيافتند . به تقريب قحط سپاهى پراگنده شد و اوزون حسن در ميدان جنگ غالب آمد .
به تاريخ بيست و دوّم رجب هشتصد و هفتاد و سيوم به تقدير ايزدى سلطان به دست مردم اوزون حسن درآمدهاند و بعد از سه روز به دست يادگار محمّد ميرزا ابن سلطان محمّد ميرزا بن بايسنغر ميرزا بن شاهرخ ميرزا - كه همراه اوزون حسن بود - داده است ، و آن بىحقيقت كمسعادت آن پادشاه بزرگقدر را به بهانهء خون گوهر شاد بيگم « 59 » - كه كدبانوى دولتسراى شاهرخ ميرزا بود - به درجهء شهادت رسانيد .
« مقتل سلطان ابو سعيد » تاريخ اين واقعه است .
عمر شيخ ميرزا
پسر چهارم سلطان ابو سعيد ميرزاست : از سلطان احمد ميرزا و سلطان محمّد ميرزا و سلطان محمود ميرزا خردتر و از سلطان مراد ميرزا و سلطان ولد « 60 » ميرزا و الغ بيگ ميرزا و ابابكر ميرزا و سلطان خليل ميرزا و شاهرخ ميرزا كلانتر . ولادت آن والانژاد در سمرقند به تاريخ هشتصد و شصت بوده .
سلطان ابو سعيد ميرزا اوّل كابل را به ميرزا داده باباى كابلى را اتاليغ كرده رخصت فرموده بودند . بعد از آن به جهت طوى از درهگز گردانيده بردند . پس از انجام جشن ولايت اندجان ، تخت اوزجند به ايشان دادهاند و امرا و نوّاب مقرّر ساخته تيمورتاش بيگ را آتاليغ گردانيده به ولايت مذكور فرستادند .
سبب آنكه اين ناحيت به ايشان - كه ارشد فرزندان بودند - عنايت شد فرط
هامش
( 58 ) متن : آذون حسن آق قويلو ؛ ب ، ز : قويله
( 59 ) الف ، ط : گوهرشاد بيگم
( 60 ) ج : وليد