ايجل ميرزا ، سيورغتمش .
سلطان محمّد ميرزا
فرزند دولت پيوند ميرانشاه است . والدهء ماجدهاش مهرنوش نام داشت از قوم فولادقيا . ميرزا همواره با برادر خود ، ميرزا خليل ، در سمرقند مىبودهاند و چون ميرزا خليل به جانب عراق متوجّه شدهاند ميرزا شاهرخ آنچه از مكارم اخلاق و شمايل عليّهء او دريافته بود به ميرزا الغ بيگ گفتهاند و جلايل قدر ايشان بيان كردهاند . همواره ميرزا در اعزاز و احترام كوشيده ، به آداب برادرى سلوك مىفرمود .
آن حضرت را دو فرزند سعادتمند بود : سلطان ابو سعيد ميرزا و منوچهر ميرزا . در بيمارى [ ى ] كه عالم را بدرود كرد خواهند فرمود ميرزا الغ بيگ به پرسيدن آمدهاند . ميرزا فرزند خود سلطان ابو سعيد را سفارش عظيم كردهاند ، لاجرم پيوسته سلطان در سايهء سلطنت و عاطفت ميرزا كامياب عيش و طرب بود و به نظر تربيت و عطوفت هر روز بر مدارج دولت و معارج اقبال متصاعد مىشد .
روزى يكى از مقرّبان بساط و الا - كه راه سخن داشت - به موقف عرض رسانيد كه اين پسر عمّ شما عجب خدمت به جدّ مىكند . ميرزا در جواب فرمود :
« او خدمت ما نمىكند ، آداب جهانبانى و گيتىستانى از صحبت ما فرا مىگيرد » و الحّق ميرزا از روى كمال ديد و دريافت بيان حال نمودهاند .
سلطان ابو سعيد ميرزا
سعادت ولادتش در هشتصد و سى « 57 » بوده . در بيست و پنجسالگى سريرآراى سلطنت شد و مدّت هژده سال به فرمانروايى و كشورستانى به استقلال اشتغال فرموده ، تركستان ، ماوراء النهر ، بدخشان ، كابل ، غزنين ، قندهار ، و حدود هندوستان به تصرّف درآورد و در آخرها عراق نيز در حيطهء تسخير درآمد . با چنين دولت بزرگ و مملكت عظيم - كه سرمايهء هزارگونه مستى تواند شد -
هامش
( 57 ) ج ، ط : هشتصد و سى و سيوم