تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
دولت و اقبال فتح هندوستان كرد . در هشتصد و سيوم به عزم شام اقدام فرموده ، صبح اقبال بدمانيد و انوار فتوحات آسمانى به روزگار آن جهانگير عالم‌پيراى [ 80 ] تافت . آنگاه شهر حلب مفتوح شد . از آنجا لشكر به دمشق كشيد و امراى شام را كه در ذلّ قيد اسير بودند خون آنها را هدر فرمود . در سال ديگر به عزم تسخير ممالك روم رايات جهانتاب نهضت داد و در جمعه نوزدهم ذيحجهء هشتصد و چهارم در حدود انگوريه « 54 » معركهء مصاف آراسته و لواى نبرد را به مهچهء فتح حلى بسته با ايلدرم ، قيصر روم ، جنگ شگرف نمود . از تأييدات غيبى كه همواره همعنان آن شهسوار ميدان شكوه بود ، جنود مجنّدهء فتح و فيروزى ملازم ركاب معلّى گشته طغراى فتحنامه به نام نامى آن خديو ممالك كشورستانى خوانده شد و ايلدرم بايزيد به دست سپاه نصرت اعتصام گرفتار آمد . پس ، چون او را به پايهء اورنگ عالى حاضر ساختند ، از كمال عاطفت و اعزاز در زير دست شاهزاده رخصت نشستن يافت . از آنجا به آذربايجان مراجعت فرمود و يك سال و شش ماه در آن حدود به عدل‌پيرايى مشغول بود . سلاطين و سلاطين‌نژادان از اطراف به خدمت پيوستند . حاكم مصر نقود فراوان از سرخ و سفيد به نام نامى سكّه زده به درگاه گيتىپناه ارسال داشت . ساير فرمانروايان آن حدود اعلام هواخواهى در ميدان اطاعت برافراشتند و بر منابر حرمين شريفين و ديگر اماكن شريفه و مشاعر قدسيّه خطبهء فرمانروايى به نام آن حضرت خوانده شد . در ذيقعدهء هشتصد و ششم رايات ظفرپيراى به جانب فيروزكوه نهضت داد و بىتوقّف و اهمال در همان روز فتح فرموده عنان مراجعت به سمت خراسان مصروف داشت . در غرّهء شهر محرّم هشتصد و هفتم از راه نيشابور به ماوراء النهر ظلال اقبال گسترد و در آن موطن مألوف طرح جشنى عظيم نموده طوى بزرگ كه حيرت « 55 » فزاى ارباب همّت و سماح باشد ، ترتيب داد . جهانيان را به صلاى انعام و احسان كامياب ساخته به تسخير ممالك خطاى متوجّه شد . در شب چهارشنبه هفدهم شعبان هشتصد و هفتم در موضع اترار ( 32 ) - كه
هامش
( 54 ) م : انكور ؛ چ : انكوزيه ( 55 ) ج : حسرت