تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
فرزندان و امرا به موجب وصيّت عمل نموده در اخفاى اين حال كوشش نمودند ، تا آنكه اهل تنكقوت بيرون آمدند و علف تيغ شدند . بعد از آن صندوق نعش او را برداشته روى به راه آوردند . و هر آفريده را كه در راه مىديدند از هم مىگذرانيدند تا خبر به اطراف و اكناف به زودى نرسد . چهاردهم رمضان همين سال نعش او را به اردوى بزرگ آورده اظهار واقعهء ناگزير نمودند و در پاى درختى - كه به روزى در شكارگاه جهت تربت خويش خوش كرده بود - مدفون ساختند [ 74 ] . در اندك روزگار از اشجار گوناگون چندان انبوهى روى داد كه مرقد در تراكم اشجار پنهان گشت تا آنكه هيچ‌كس پاى به آن سرزمين نتوانست برد . و همانا در اين معنى سرّى است بديع كه جز داناى هوشمند دوربين پى به آن نتواند برد ، يعنى چنانچه در زندگانى در حراست ايزدى بود بعد از آن هم در كنف نگاهداشت الهى درآمد تا كوته‌انديشى به آن مقام دست بىادبى دراز نتواند كرد . اگرچه به تربت چنين انديشه كردن خود را سخرهء جهانيان ساختن است ، ليكن چون فرمانروايان را بيشتر معامله با ظاهربينان باشد چنين صيانتى از مواهب عظما است ؛ و چرا حراست ايزدى نگاهبانى اينچنين بزرگى نكند كه عالمى در سايهء پاس او بود . اگرچه اين بزرگ پيش عوام و در نظر اوّل خواص از مظاهر عظيمهء قهر الهى بود ، امّا در نظر دوربين هوشمندان اخصّ خواص از مجالى الطاف ايزدى است ؛ چه ، در محكمهء عدالت الهى - كه فرمانروايى خلايق پرتوى است از آن - بيدادى نرود و ستمى به ظهور نيايد و هر امرى كه در عالم كون و فساد متكوّن شود مبتنى بر چندين مصالح معنوى است كه ديدهء ظاهربينان را به كنه حقيقتش راه نيست ، جز ضماير بيداردلان دوربين بر حقيقت آن آگاه نى . عمرش هفتاد و دو سال تمام شده بود و از سال هفتاد و سيوم اكثرى سپرى گشته . از آن جمله بيست و پنج سال به فرمانروايى و كشورگشايى منقضى گشت . به ملاحظهء تاريخ ولادت و وفات او كه در تواريخ مذكور است ، مدّت عمرش هفتاد و چهار سال و سه ماه بوده باشد . و همانا كه خلاف به اعتبار شهور و
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 119 | ابو الفضل مبارك / غلام رضا طباطبايى مجد