چون چغتاى خان را مدّت حيات بىثبات به آخر رسيد ، جهت انتظام كارگاه سلطنت ، امير قراچارنويان را وصىّ خود ساخت و فرزندان را به دو سپرد ، و هفت ماه پيش از اوكداى خان [ 76 ] در اودييل ذيقعدهء ششصد و سى و هشتم « 43 » از اين سراى گذران درگذشت و قراچارنويان برقرار خود در ضبط و سنق امور مملكت قيام مىنمود .
بعد از چندگاه قراهلاكو خان بن مواتكان بن چغتاى خان به حكومت ولايت جدّ گراميش ارجمند داشت گردانيد . و پس از چند سال چون گيوك خان بن اوكداى خان بر مسند خانى نشست ، دست قدرت هلاكوخان را از تصرّفات حكومت و اختيار بازداشته ، عزل نمود و يسومنكا « 44 » بن چغتاى را به جاى او نظامبخش آن ملك گردانيد .
پوشيده نماند كه اوكداى قاآن در ايّام سلطنت خويش پسر بزرگتر خود را ، كوچو ، وليعهد گردانيده بود ؛ و او در ايّام حيات پدر وفات يافت . وليعهدى به پسر وى شير آمون ( 29 ) - كه از همگنان درستتر مىداشت - ارزانى فرمود . و هنگام حادثهء ناگزير قاآن گيوك خان - كه در بلاد روس و چركس و بلغار بود - بعد از سه چهار سال به اردوى و الا رسيده ، مسندآراى سلطنت گشت و در عدل و رعيّتپرورى اساس عالى نهاد . و چون يسومنكا به حجاب فنا مختفى شد ، قراچارنويان باز قراهلاكو را به فرمانروايى آن ديار نصب فرمود .
و در ايّام دولت او ، به تاريخ ششصد و پنجاه و دوّم ، آن نوئين كامبخش كامران هشتاد و نهساله شده رخت هستى بربست .
ايجل نويان
به مزيد دانش و مزيّت خداشناسى از ميان ده « 45 » فرزند رشيد كاردان قراچارنويان نشان اختصاص داشت . در عهد خانى قراهلاكو از فرط دانايى و كمال توانايى رفعتبخش مقام پدر شد و در سنهء ششصد و شصت و دوم از كمال استقلال بر مسند دولت متمكّن گشت . الوس چغتاى در ايّام او خوشوقت شدند .
هامش
( 43 ) ج : ششصد و هشتم
( 44 ) م : بيسومنكا
( 45 ) ز : دو