طالع مسعود تموچين ميزان بود ، و هفت ستاره در طالع بودند ، و رأس در سيوم ، و ذنب در نهم . و بعضى بر آناند كه در سال پانصد و هشتاد و يك ، كه به سردارى الوس و قوم نيرون رسيد ، سبعهء سيّاره در ميزان فراهم آمده بودند .
قراچارنويان
فرزند گرامى سوغوچيجن است . پادشاهمنش شهريارنشان بود . چون در سال تنگوزييل پانصد و شصت و دو بيسوكاى درگذشت و در اين سال تموچين سيزدهساله بود و سوغوچيجن - كه مدار ملك و سلطنت و گيرودار لشكر و سپاه بر او بود - هم در آن چند روز به اردوى فنا كوچ نمود ، قراچارنويان ايّام صغر داشت . قوم نيران از تموچين روىگردان شده به مردم تالجوت پيوستند . تموچين محنتها كشيد و در بند بلا افتاد . عاقبت به تأييد آسمانى از آن ورطهها و مخاطرههاى سهمناك نجات يافت و با قوم جاموقه « 36 » ، تالجوت ، قنقرات « 37 » ، جلاير و غير آن كارزارها كرد .
وقتى كه سال عمرش از سى گذشته بود سردار ايل و الوس خود شد . بنابر مخالفت بعضى از فرمانروايان تركستان در چهلسالگى به رهنمونى قراچارنويان پيش آونگ خان حاكم فوم كرايت ( 24 ) - كه با بيسوكاى بهادر سابقهء محبت داشت - رفت ، كارهاى پسنديده به راى او به جا آورد و دستبرد نيكو نمود . و رتبهء قرب منزلت و علوّ مرتبت او به سرحدّى رسيد كه مشام حسن اخلاصش از شمامهء اتّحاد معطّر گشت ، به نوعى كه امراى اعظام و خويشان بر او حسد بردند .
جاموته كه مهتر جاجرات بود ، سنكو « 38 » پسر آونگ خان را با خود متّفق كرده در باب او سخنان ناشايسته و سقيفههاى ناپسنديده به هم بسته ، خاطر آونگ خان را از راه راسنى برده در خيال فاسد انداختند . تموچين انديشهمند گشته به استصواب قراچورنويان و تدبيرات درست او از آن مهلكه برآمد و دو مرتبه در ميدان ايشان محاربات عظيم [ 73 ] در پيوست . تموچين ظفر يافت . و در چهل و نهسالگى ، و به قولى در پنجاهسالگى ، در رمضان پانصد و نود و نهم به
هامش
( 36 ) م : حاموقه
( 37 ) ج : فتقرات
( 38 ) م : شنكو