تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
اوّل كسى كه به لقب برلاس اختصاص يافت او بود ، و معنى اين لفظ معلّى شجاع بانسب است . و نسب تمام الوس برلاس به او مىرسد . چون زندگانى برتان بهادر به سرآمد ، از چهار پسر او سيومين ، بيسوكاى بهادر ( 22 ) - كه پدر چنگيز خان است و به جوشن فرزانگى و مغفر مردانگى آراسته بود - تاج خانى بر سر نهاده زينت‌بخش سرير جهانبانى گشت . و در اين هنگام ايردمچى برلاس به شهرستان بقا اساس اقامت نهاده ، از او بيست و نه پسر يادگار ماند .

سوغوچيجن ( 23 )

در ميان فرزندان گرامى ايردمچى برلاس به دل دلاور و راى جهاندار و خرد و عطوفت كارساز نظام‌بخش سربلندى داشت ، و از روى سال نيز بزرگترين اولاد بود . جاى پدر عاليقدر گرفت ، به معنى شهريار و به صورت سپهسالار . بيسوكاى بهادر به راى جهان‌آراى سوغوچيجن لشكر بر سر تاتار كشيد ، و خان‌ومان و دولت ايشان را پى سپر غارت ساخت . و به يارى يزدان و نيروى بخت فيروز بر تاتار غالب آمده ، به دولت و اقبال متوجّه ديلون يلدق شدند . چون بدان موضع سعادت‌افزا رسيدند ، در بيستم ذيقعدهء تنگوزئيل سال پانصد و چهل و نه هلالى [ 72 ] خاتون وى اولون انگه - كه آبستن بود - فرزند گرامى بزاد « 35 » . بيسوكاى بهاد او را تموچين نام نهاد . سوغوچيجن كه خرد بلند و دريافت و الا داشت ، به بيسوكاى بهادر گفت كه از رموز حسابدانى و نظرات سعود آسمانى چنان استدلال مىتوان نمود كه اين همان ستارهء دولتى است كه در نوبت چهارم از جيب قبل خان برآمده بود . اگرچه در سلسلهء عليّهء حضرت شاهنشاهى - كه در اين محمدت‌نامهء ايزدى سخن از آن مىرود - احتياج به ذكر تموچين نيست كه از شعب اين شجرهء قدسيّه است ، ليكن چون پرتوى از نور مقدّس آلنقوا بود ، مجملى از ذكر آن ناگزير افتاد .
هامش
( 35 ) متن : بزداد