نتواند رسيد . همعنان احتياط شدن و بر آن اسب سوار شده از اين مخاطره به در رفتن صلاح وقت است . پس قبل خان بر اين راى عمل نموده بر آن اسب سوار دولت شده به يورت خود شتافت .
فرستادههاى خطاى چون آگاه شدند ، چابكدستان تيزپاى از عقب درآمدند و جز در يورتخانى به جاى ديگر نپيوستند . قبل خان اين بدانديشان را گرفته از هم گذرانيد .
در اين اثنا پسر كلان از قين برقاق كه به حسن صورت بىهمتاى روزگار بود و در حوالى دشت همتگى غزالان داشت ، ناگاه قوم تاتار دوچار شده دستگيرش كردند ، و او را گرفته پيش التان خان بردند ، خان به انتقام آن سگجانان گرگ منش تيغ بيداد بر اين غزال شيرنژاد راند . قويله خان كه پسر دوّم بود چون تختآراى سلطنت شد به جهت انتقام برادر خود به جمع لشكرها همّت گماشته متوجّه التان خان شد ، و نبرد عظيم در پيوست ، و شكست غريب خطائيان را داده اسباب و اموال [ 71 ] ايشان را به تاراج برد .
چون نوبت تاخت سپاه اجل رسيد برتان بهادر برادر گرامى او به مشاورت اعيان مملكت بر سرير خانى متمكّن گشت و ياساق پدر و برادر خود را تازه گردانيد . و چون در عهد او هيچكسى را ياراى آن نبود كه با او دعوى مبارزت و سپهكشى كند ، لاجرم لقب خانى در افواه به لفظ بهادرى زبانزد شهرت گشت و نقد شجاعت او را به اين نام مهابتفزا مسلوك ساختند .
و در اين زمان قاچولى بهادر - كه هم برادر جانسپار بود و هم بهادر سپهسالار - متوجّه عالم بقا شد .
ايردمچى برلاس
پسر ارشد قاچولى بهادر است كه در مسالك فرهنگ و معارك جنگ مغز هوش بلند و بخت بيدار داشت . بعد از پدر طغراى سپهسالارى به نام او سربلندى گرفت . او به آيينى كه پدر بزرگوار رونق داده بود در تنسيق مهام ممالك و تدبير عظام امور كوشش مىنمود .