تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
فرزندى پديد آيد كه جهانگيرى نمايد و بر عالم و عالميان سرى و سرورى كند . از او فرزندان به وجود آيند كه هريكى حاكم جانبى باشد و والى مملكتى شود » . و چون تومنه خان از تعبير فارغ شد برادران به فرمودهء پدر با يكديگر عهد و پيمان بستند كه سريرخانى به قبل خان مسلّم باشد و قاچولى سپهسالار وصف‌آراى و مدار كل و تيغزن باشد . و مقرّر شد كه فرزندان يكديگر بطن ببطن همين طريقه منظور و مسلوك دارند . و عهدنامه‌اى به خطّ ايغورى در اين باب قلمى فرمودند و هر دو برادر بر آن خط مهر نهادند و به آل تمغاى تومنه خان رسانيدند . از آدم تا تومنه خان آباى كبار حضرت شاهنشاهى - كه مقصود از جنبش اين سلسله ايشان‌اند - به رياست مطلقه و سلطنت مستقلّه ممتاز گشته ، ثبات‌بخش سرير معدلت بودند . و طايفه‌اى از اين گروه والاشكوه مقتدايى ملك معنى نيز يافته ، كامياب ظاهر و باطن گشتند ، چنانچه باستانى نامها از آن آگاهى مىبخشد و حكمت الهى - كه در ظهور نشأة جامعهء مراتب كونى و الهى به چندين ميانجى كارفرمايان ملك صورت و معنى اهتمام دارد - منتظر زمان ولادت حضرت شاهنشاهى - كه نقاوهء كاينات بودن طراز خلعت فاخرهء اوست - بوده روزبروز اسباب آن را سرانجام مىدهد و براى جامعيّت و شناسايى قدر خدمت و لذّت سربه‌راهى شايسته ، قاچولى بهادر را لباس وكالت مستعار پوشانيد تا مراتب اين حالت نيز به رأى العين اين سلسلهء عليّه درآيد ، و سرمايهء جمعيّت مراتب براى حضرت شاهنشاهى حاصل گردد . و با وجود رشد و كاردانى و بزرگى و بزرگ‌منشى قاچولى بهادر ، قبل خان وليعهد شد ، اگرچه به ظاهر مراعات كلانى سن شد - كه منظور دانشوران نيست - امّا در معنى كارفرماى قدرت الهى نشأة جامعيّت را سرانجام داد . چون تومنه خان را ستاره حيات در مغرب فوات متوارى شد قبلخان بر تخت فرمانروايى متمكّن گشت ، و قاچولى بهادر به موجب وفا به عهد - كه سرمايهء دولت سرمدى است - در مقام يكجهتى و موافقت درآمده به آيين دوستدارى و شاه‌نشانى متصدّى انتظام مهام سلطنت گشت .
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 113 | ابو الفضل مبارك / غلام رضا طباطبايى مجد