اتّفاق فرمانروايى خرددوست و خداپرستى معدلتگستر بود و بايستهاى نيك و آيينهاى خجسته - كه باعث انتظام احوال عالم گوناگون و موجب التيام اختلافات روزگار رنگارنگ بود - در ميان جهانيان نهاد .
او در ميان ملوك ترك مثل جمشيد بود در ملك عجم . به فرهنگ درست و همّت بلند و بخت ارجمند و شجاعت ذاتى ملك ايران ، توران ، روم ، مصر ، شام ، افرنج و ديگر ولايتها را در حيطهء تصرّف درآورد . و اكثر اهل عالم در سايهء عاطفت او درآمدند . تركان را به مناسبتهاى مناسب لقبها نهاد كه تا امروز زبانزد مردم است ، مثل : ابغور ، قنغلى ، قبچاق ، قارليغ ، خلج و غير آن .
او را شش پسر شد : كن ، آى ، يولدوز ، كوك ، طاق ، تنگيز . سه بزرگ را بوزوق مىگويند و سهء ديگر را باجوق . و فرزندزادههاى او به بيست و چهار شعبه [ 61 ] منشعب گشتند . و تمامى تركان از نسل اين بزرگاناند .
لفظ تركمان در قديم نبوده است ، چون اولاد ايشان به ايران درآمدند و در آن سرزمين توالد و تناسل شد بتدريج صورتهاى ايشان مانند تاجيك شد . و چون تاجيك نبودند تاجكان ايشان را تركمان گفتند ، يعنى تركمانند . و بعضى بر آناند كه تركمان قومى علىحدهاند و به تركان نسبت قرابت ندارند . و منقول است كه اغور خان بعد از آنكه تسخير عالم نموده به يورت اصلى خود بازگشته بر مسند دولت نشست ، بزمى خسروانه ترتيب نمود و هر كدام از فرزندان دولتمند و امراى اخلاصانديش و ساير ملازمان را به نوازشهاى پادشاهانه بنواخت و نصيحتهاى بلند و وصيّتهاى ارجمند كه بر ثبات دولت رهنمون باشد فرمود . و مقرّر ساخت كه دست راست كه تركمان برانغار گويند و وليعهدى به پسر بزرگ و اولاد او مقرّر باشد و دست چپ كه جوانغار « 19 » باشد و وكالت به فرزندان خرد داد . و قرار داد كه همواره بطن بر بطن بر اين آيين ثابت باشند .
و اكنون از اين بيست و چهار فرقه يك نيمه به دست راست تعلّق دارد و يك نيمه به دست چپ . هفتاد و سه سال يا دو سال لوازم جهانبانى به جاى آورده ، اين جهان را وداع كرد .
هامش
( 19 ) ج : جورنغار