تركان در زمان دولت او مست دنيا شده از راه خردمندى عدول نمودند . چون مدّتى بر آن بگذشت [ 60 ] او را دو پسر به يك شكم آمد : يكى را مغل نام كرد و ديگرى را تاتار . و چون به حدّ كاردانى رسيدند ملك خود را به دو حصّه بخش كرد : يك نصف را به مغل داد و نصف ديگر را به تاتار .
و چون پدر بزرگوار ايشان وديعت حيات سپرد ، فرزندان با يكديگر موافقت نموده ، هر كدام در ولايت خود دارايى مىكردند . و چون اين سلسلهء عليهّ را به تاتار و شعب هشتگانهء او نسبت نيست ذكر او را منطوى ساخته ، به شرح احوال مغل و فرزندان گرامى او مىپردازد .
مغل خان
فرمانروايى دانا بود . در ولايت خود آنچنان سلوك فرمود كه دلهاى رعايا در سلك بندگى و رضاجويى او درآمد . همه در نيكوخدمتيها كوشش مىكردند .
شعب مغول نه نفر بودند ، اوّل ايشان مغل خان و آخر آنها ايلخان است . و مغولان تقّوز را از اين گرفتهاند . اين عدد را در جميع اشيا فرخنده دانستهاند . و او را جهانآفرين چهار پسر داد : قرا خان ، آذر خان ، كر خان و اوز خان .
قرا خان
هم در سال بزرگترين فرزندان بود و هم در شغل جهاندارى رشد و امتياز تمام داشت . بعد از پدر بزرگمنش بر اورنگ فرمانروايى نشست و در قراقرم ( 18 ) به حدود دو كوه ، كه آن را ارتاق كرتاق مىگفتند ، جهت يورت ييلاق و قشلاق معيّن ساخت .
اغور خان
فرزند گرامى قرا خان است كه در هنگام فرمانروايى از خاتون بزرگ ولادت يافت . در نام نهادن و در راه خداپرستى گام زدن افسانه گذران سخنى چند به او نسبت مىكنند كه خرد انصاف گزين به قبول آن چندان اقبال نمىنمايد . او به