تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
تخت فرمانروايى نشست و داد مردمى و مردانگى و مظلوم‌پرستى داد . در جايى كه تركان او را « سيلول » يا « سليكاى » مىگفتند و چشمه‌هاى آب روان سرد خوشگوار و گرم عافيت‌بخش و مرغزارهاى دلكش داشت اقامت فرمود و از چوب و گياه خانه‌ها اختراع كرد و خرگاه پديد آورد و از پوست بهايم و سباع لباس پوشيدنى دوخت . نمك در زمان او ظاهر شد . و در آيين او آن بود كه پسر را جز شمشيرى ميراث ندهند و تمام خواسته دختر را باشد . و گويند كه معاصر او كيومرث است ، چنانچه كيومرث اوّل ملوك عجم است او اوّل سلاطين تركستان است . و عمر او دو دويست و چهل سال بود .

النجه خان

بهترين فرزندان ترك بود . چون پيمانهء زندگى ترك پر شدن گرفت او را به مشورت بزرگان بر تخت سلطنت نشاند . و او خرد دوربين را پيشواى خود ساخته ، در عدالت‌گسترى روزگار گذرانيد و چون پير شد عزلت اختيار فرمود .

ديب باقوى

بعد از عزلت پدر و به اشارت عاليش فرمانروا شد .

گيوك خان

فرزند رشيد اوست . پدرش در هنگام بدرود كردن جهان سرير خانى به او عنايت فرمود . او قدر سلطنت را دانسته در لوازم آن اهتمام به جاى آورد .

النجه خان

پسر اوست . در آخر عمر پدر وليعهد شد . او داد و دهش را از اندازه بيرون برد .