هم از اين سبب بعد از برآمدن جايى كه اينها مقام ساختند « سوق الثّمانين » نام نهاده شد ؛ سيوم طوفان زمان موسى كه خاص به اهل مصر بود .
اگرچه نقلپرستان روزگار - كه در نقل طوفانى مىكنند - آن دو طوفان را هم به همهء عالم نسبت مىدهند ، ظاهراً نه چنان باشد ؛ چه ، در هندوستان - كه تركيب چندين هزار ساله موجود است - از آن دو طوفان نيز نشانى نيست .
القصّه ، در اندك فرصتى آن هشتاد تن كشتىنشين همه وديعت حيات سپردند ، الّا هفت كس : نوح ، سه پسرش يافث و سام و حام ، و زنان ايشان . نوح شام و جزيره و عراق و خراسان را به سام داد ؛ ديار مغرب و حبشه و سند و اراضى سودان را به حام عطا فرمود ؛ و چين و سقلاب ( 15 ) و تركستان را به يافث كرامت كرد . و اكنون به زعم مورّخان ، سكّان اصلى اين مواضع از اولاد ايشاناند ، و انتساب بنى آدم بعد از طوفان به اين سه تن است .
عمرش چون به هزار و ششصد سال رسيد ، يا هزار و سيصد سال ، درگذشت .
در عمر او اقوال ديگر هم داستان طرازان ايراد نمودهاند و گويند بعد از ، طوفان دويست و پنجاه سال يا سيصد و پنجاه سال بزيست .
بالجمله بعد از فوت آدم به صد و بيست و شش سال يا در اواخر عهد آدم متولّد شد . چون پنجاهساله شد ، يا صد و پنجاه [ 58 ] ساله ، يا دويست و پنجاهساله يا سيصد و پنجاهساله ، بر مسند رهنمونى خلايق نشست و مدّت نهصد و پنجاه سال در راهبرى جهانيان بود .
امّا حام را نه پسر بود : هند ، سند ، زنج ، نوبه ، كنعان ، كوش ، « 16 » قبط ، بربر ، « 17 » حبش . و بعضى حام را شش پسر نوشتهاند ، سند و كنعان را ذكر نمىكنند و نوبه را پسر حبش مىگويند .
و سام را نيز نه پر شد ؛ ارفخشد ؛ كيومرث كه پدر ملوك عجم است ؛ اسود كه مداين و غيره از بناى اوست اهواز و پهلو پسران اويند و فارس پسر پهلو است ؛ يغن « 18 » كه شام و روم پسران اويند ؛ بورج كه در ميان مورّخان از او جز نامى نمانده ؛ لاوز كه فراعنهء مصر از نسل اويند ؛ عيلم كه عمارت خوزستان كرد ، خراسان و
هامش
( 16 ) ج : كوشتن ؛ ح : كوس
( 17 ) م : بر
( 18 ) : يقين ؛ ب ، ه ، و ، ح ، ط : يقين