يرد
رشيدترين اولاد مهلائيل بود . به حكم پدر گرامى انتظامبخش جهان گشت .
رودها و جويها او پديد آورد . نهصد و شصت و دو سال « 11 » ، و به قولى نهصد و شصت و هفت سال عمر يافت . و اين گرامىنژادان خانوادهء اقبال همه در زمان حيات آدم از بطون نيستى به ظهور هستى آمده بودند .
اخنوخ
كه به ادريس مشهور است ، فرزند گرامى يرد است كه بعد از گذشتن آدم متولّد شد . اگرچه كوچكترين اولاد است ، امّا به فرهنگ و راى از همه بزرگ ، و به بخت و دانش از همه بيش بود . بعد از شيث كسى كه تجديد نواميس نمود اوست .
بعضى گفتهاند كه ادريس در وقت آدم صدساله بود ، و برخى سيصد و شصتساله گفتهاند . در مراسم سلطنت و دقايق حكمت يگانه بود .
اگرچه بعضى جا جميع علوم و صنايع را به آدم نسبت مىدهند ، امّا به قول أشهر علم اخترشناسى ، نوشتن ، رشتن ، و دوختن [ را ] او در ميان آورد ، و او از آغازيمون « 12 » مصرى - كه او را اورياى ثانى مىگويند - دانش آموخت . از القاب گرامى او هرمس الهرامسه است ، و اورياى سيوم نيز مىگويند . او را پايهء بلند در خداشناسى ميسّر شد ، و به هفتاد و دو نوع زبان خلق را به يزدانپرستى دعوت فرمود .
صد شهر آبادان ساخت ، و كوچكترين آن شهرها مدينهء رها « 13 » ست كه از شهرهاى جزاير است . بعضى آن را داخل حجاز مىدانند . اين شهر تا زمان هلاكوخان آبادان بود . گويند خان مذكور آن را به جهت مصالح ملكى و صلاح رعيّت ويران ساخت . و هر گروهى از مردم و هر طبقهاى از آدميان را به روشى خاص به اندازهء حوصلهء دريافت آنها هدايت نمود .
آوردهاند كه در تعظيم نيّر اعظم عطيهبخش عالم - كه بيشترى از دريافت
هامش
( 11 ) ج ، ز : نهصد و دو
( 12 ) ح ، د : غازيمون ؛ ز : غاريمون
( 13 ) متن : زها