تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
مثنوى
تازه‌درختان به فلك چترساى * سايه‌فگن بر سر ظلّ خداى « 8 »
غلغل « 9 » مرغولهء مرغان راغ * ريخته بر بزم نواى فراغ .
ناگاه از عقب سوارى گرم‌رفتار سياهى كرد . مهتر « 10 » سنبل - كه غلام قديم حضرت جهانبانى بود و از الطاف حضرت شاهنشاهى به خطاب « صفدر خانى » بلندنامى داشت - از اين سياهى كه سفيدروى كونين در او مضمر بود ، آگاه گشته به عرض اقدس رسانيد . حضرت فرمودند كه اگر اين سوار نويدرسان ولادت نور ديدهء سلطنت باشد تو را امير هزار سازيم . شعر
پادشاهان جهان را سزد ار هفت اقليم * مژدگانى چنين مژدهء اقبال دهند .
از اين‌جانب نيز چابك روان باد رفتار از غايت شادى عنانها از دست داده ، پيش دويدند . سوار رخش سعادت هم « 11 » نزديك رسيده از غايت شوق به آوازهاى بلند شهريارِ جهان و جهانيان را به شادمانى جاويد مژده دادند و به طلوع نيّر اجلال از افق اميّد رسانيدند كه سپيده‌دم صبح مراد برحسب آرزو دميد و سرو بن بهار اقبال بر طبق اميد سربرزد . همان لحظه آن حضرت سر به سجدهء شكر [ 21 ] به درگاه خداوندگارى ماندند و جبين نياز بر خاك خاكسارى ماليدند .
هامش
( 8 ) ب : مير س ؟ ؟ ؟ يل ( 9 ) م : غلغل ( 10 ) ج : خداى ( 11 ) ب : سعادت سم
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 38 | ابو الفضل مبارك / غلام رضا طباطبايى مجد