فرود آمد و از مشرق تا مغرب فروغ اين اسم و پرتو اين مسمّى فروگرفت .
از شرايف اين نام بدايع انتظام يكى آن است كه خدمت اخوى اعظمى جامع كمالات صورى و معنوى ملك الشعرا شيخ ابو الفيض فيضى ( 3 ) در بعضى تحريرات بديعهء خود ايراد نمودهاند كه از غرايب مناسبت اسرار حروف كه از كلمات عالياتاند و در عالم تجرّد و تركيب آثار آن بر وجه اتمّ به حسب تفاوت مدارج و مصاعد ارتباط و انتساب ظهور مىيابد ، آن است كه بيّنات حروف آفتاب دولت كه دويست و بيست و سه عدد است موافق است به عدد حروف اكبر
رباعى
نورى كه ز مهر عالمآرا پيداست * از جبههء شاهنشه و الا پيداست
اكبر كه به آفتاب دارد نسبت * اين نكته ز بيّنات اسما پيداست .
انتهى كلامه .
و ديگر از لطايف اين اسم جليل آن است كه واقفان رموز جفر و تكسير و عارفان آثار و تراكيب حروف و طبايعشناسان الفاظ و كلمات - كه از مقامات بطون هويّت و ظهور تنزّلات خبر دارند و از عالم نورانيّت و ظلمانيّت حروف به اعتبار تجرّد از نقط « 13 » و امتزاج با نقاط آگاهاند - از اين حروف بيست و هشتگانهء ابجد هفتهفت حرف به هر عنصرى از عناصر اربعه منسوب داشتهاند و حروف عدالت امتزاج اين اسم گرامى جامع مراتب چهارگانه بوده است ، از جامعيّت مدارج جمال و جلال و ساير نعوت فضل و كمال آگاه مىسازد ؛ چنانچه « الف » آشتى ، « كاف » آبى ، « با » بادى ، و « را » خاكى است . و هرگاه اسمى به طريق سويّت در عنصريّت از حروف فراهم آيد كه عنصرى در آن ناقص نبود و عنصرى
هامش
( 13 ) م : لفظ