مطربان دستانسرا و مغنيّان جادونواز سازهاى گوناگون نواختن بنياد نهادند ، و پردههاى رنگارنگ ساختن آغاز نمودند . چنگيان دست به رشتهء مقصود در زدند .
عودنوازان غمهاى جهان را گوشمال دادند . قانونيان از زلف مراد تار بربستند .
نائيان گرمنفس نفسهاى راست آهنگ بركشيدند . عچكيان دلها را به زلف مطلوب درآويختند . دايرهدستان آينهء اقبال در پيشرو نهادند . ظريفان شگرف از رنگآميزى ظرافت نكتهسنجان سحرپرداز را زبان سخن آفرين بستند . نديمان نادره حرف در بذلهگويى لبهاى مجلسيان را در قهقهء شوق درآوردند .
سپهسالاران جهانگشاى و سرداران صفآراى فوجفوج تسليم مباركبادى به تقديم رسانيدند و طوايف اعاظم و اهالى و افاضل و موالى مراسم تهنيت و تعظيم به جاى آوردند . دانشمنشان اسكندرپسند و اصطرلابدانان رصدبند - كه على الدّوام از همنشينان محفل نهانى و همرازان اسرار آسمانى بودند - زايجهء طالع مولود ولادت مسعود را مرآت ضمير اشراقپذير ساخته از نظرات كواكب و اتصّالات كلّى و تفاصيل احكام و عواقب آثار از طول بقا و علوّ ارتقا بر مدارج سلطنت و معارج خلافت ، چنانچه رقمى از آن جداول بر صفحهء اجمال كشيده مىآيد ، معروض داشتند .
و آنچه حضرت جهانبانى جنّتآشيانى ، كه در علوم رياضى پايهء بلند و فكرتى فلكپيوند داشتند و ضمير باريكبين آن حضرت آيينهء دلگشاى اسكندرى و جام گيتىنماى جمشيدى بود ، به دريافت والاى خود استنباط عجايب و استخراج مآثر طالع اين كارنامهء ايزدى فرمودند ، به آنچه دانايان ديگر از تأثيرات بسايط افلاك و نتايج اجسام و اجرام پى به رموز غيبى برده بودند مقابله فرمودند ، همه موافق و معاضد يكديگر يافتند .
و بعد از فراغ از اين جشن عالى مطابق بشارت غيبى و اشارت ربّانى - چنانچه گزارش يافته - آن گوهر قدسى را به همان لقب ارفع و اسم اعظم [ 22 ] ملقّب و موسوم ساختند و در صحايف سعادت و صفايح دولت مثبّت و مرقوم گردانيدند . و بعد از دو سال و چهار ماه تعبير رؤياى صدق پيراى به ظهور پيوست .
تبارك اللّه ! زهى اسم سامى و طلسم گرامى كه از آسمان كبريا و سپهر نور و ضيا
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 40
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٤٠