سردوشى الماس نمرهى اول به ايشان عطا فرمودند ؛ و روز سهشنبه دهم شهر صفر از دارالخلافه به صوب آذربايجان حركت نمودند . و نيز شاهزاده حاجى بهاء الدوله ، امير تومان ، به رياست كل قشون آذربايجان منصوب و به همراهى جناب مستطاب امين الدوله روانهى آذربايجان گرديدند .
شاهزاده موثق الدوله ، مغرور ميرزا ، به منصب نبيل خوانسالارى و نظارت منصوب گرديد . مصطفى قلى خان قاجار ، فراشباشى ، حسب الارادهى همايونى به لقب حاجب الدوله و منصب فراشباشيگرى دربار سلطنت ملقب و منصوب گرديد . مخزن تداركات عسكريه به عهدهى حاجى حسين قلى خان نظم السلطنه مفوض شد . برحسب امر قدرقدرت همايونى ، از روز شنبه بيست و يكم صفر تا روز آخر ماه ، در جلو خان عمارت و قصر مبارك صاحبقرانيه ، كه دربار ييلاقى سلطنتى است ، خيمهى عظيمى افراشته و اساس تعزيت به پا داشته ؛ و همهروزه ، هنگام عصر ، اول مجلس روضه منعقد گرديده : جمعى از واعظين و ذاكرين حاضر شده ، مستمعين را به ذكر مصيبت اهل بيت اظهار مستفيض مىكردند ؛ و بعد ، مجالس شبيه مفصل كه وقايع روز عاشورا را مجسم مىنمود منعقد و مرتب مىداشتند . بندگان اعليحضرت قوىشوكت اقدس شهريارى ، ادام اللّه دولته ، به منزلى خاص كه ناظر به مجلس تعزيه بود تشريففرما شده ، استفاضت كامل مىفرمودند .
پس از آنكه شاهنشاه شهيد سعيد در هفدهم ذى القعدهى سنهى گذشته شهادت يافت و موكب مسعود اين پادشاه جمجاه از آذربايجان به صوب دارالخلافهى تهران حركت كرد ، تلگرافات دولتى از آذربايجان به تهران شرف صدور يافت كه هر وزير و صاحب ادارهيى در تهران مشغول كار و خدمت باشد و هر كس بر سر كار خود باقى بود ؛ مگر ، نواب والاشاهزاده كامران ميرزا اميركبير - وزير جنگ ، حكمران دارالخلافهى تهران - كه منصب سپهسالارى كل قشون ظفر نمون ايران با ايشان بود و به جاى لفظ « سپهسالار اعظم » ، ايشان را در عنوانات دولتى و غيره ، « وزير جنگ » مىنگاشتند كه تلگراف دولتى به افتخار ايشان به ملاحظاتى چند از آذربايجان نرسيد . ايشان هم در همان حين شهادت پدر بزرگوار ، در پارك و منزل شخصى خود رفته ، به كار حكومت و نگاهدارى قشون مداخله نكرده و حركتى كه منافى ميل اقدس و رأى مقدس شاهانه باشد ننمودند . خود را از آن روز با وجود مبارك شاهانه برادر نخوانده ، بلكه از فرط ادب ، كمتر چاكر و الست ساكت و صامت ، تسليم و منقاد ، مطيع و فرمانبردار گرديد ؛
آنان كه به صد زبان سخن مىگفتند ، * آيا چه شنيدند كه خاموش شدند ؟
خلاصه ، از آن روز تا اين زمان ، كارهاى حكومتى دار الخلافه به وزير تهران ، صديق الدوله ، راجع بود كه به دستور العمل حضرت صدارت عظما در نگاهدارى شهر و امنيت طرق و شوارع و آسايش اهالى رفتار مىنمود . عمل قشون و رسانيدن حققوق ايشان و ياصال جيرهى صاحبمنصب و سرباز هم با حضرت صدارت عظما بود كه همه را آسايش داده ؛ از جانب ايشان ، جناب محمد باقر خان سردار اكرم - كه سابقا به لقب شجاع السلطنه ملقب و حالا فرزند ايشان داراى اين لقب است - به رياست قشون و رتق و فتق امور نظامى مىپرداختند ؛ و الحق تمام وجوه و امراء تومان نظامى به كفايت